• تاریخ انشار: ۷ جدی ۱۳۹۸
  • سرویس: آئین و اندیشه
  • کد خبر: 28335
  • 118 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • نسخه مخصوص پرینت

اگر در اندیشیدن خود آزاد نباشیم، به همان اندازه از انسانیت‌مان دور خواهیم ماند

n00199089-b

به گزارش خبرگزاری صدای افغان (آوا)؛ حجت‌ الاسلام و المسلمین دکتر محمدی مدرس حوزه و دانشگاه و کارشناس این گفتمان با اشاره به این سخن دکارت که “من می اندیشم پس هستم”، گفت: این اندیشیدن را کسی به انسان یاد نداده و از ذاتیات انسان است. آقای دکارد انسان را با اندیشیدن اثبات می نماید. […]

به گزارش خبرگزاری صدای افغان (آوا)؛ حجت‌ الاسلام و المسلمین دکتر محمدی مدرس حوزه و دانشگاه و کارشناس این گفتمان با اشاره به این سخن دکارت که “من می اندیشم پس هستم”، گفت: این اندیشیدن را کسی به انسان یاد نداده و از ذاتیات انسان است. آقای دکارد انسان را با اندیشیدن اثبات می نماید.

 

وی افزود: ولی تصور می شود که یک هستی فراتر از این هستی که دکارد مطرح می نماید وجود دارد که با این هستیِ اولی که دکارد به دنبالش بود متفاوت است و خیلی ارزشمندتر از آن است. ما می توانیم از هستی دکارد به هستی زمینی، هستی جان آوری و هستی انسانی که موضوع این جلسه است تعبیر نماییم.

 

محمدی گفت: اندیشیدن جزو ذات انسان است، که گفته شده است الانسان هو ناطق. همان‌گونه که اسب ذاتا شیحه می زند، انسان نیز به طور ذاتی ناطق است. منطقیون از ارسطو و قبلش و بعد از وی، چگونگی اندیشیدن را به انسان می آموختند نه اصل اندیشیدن را، اما اگر ما صرفا به این اندیشیدن خلاصه شویم به همان اندازه که زمین از آسمان فاصله دارد یا آسمان از زمین به همین اندازه از انسانیت خود دور می شویم.

 

وی ادامه داد: اگر ما در اندیشیدن خود آزاد نباشیم، به همان اندازه از انسانیت خودمان دور خواهیم بود. هیچ محدودیتی برای اندیشیدن وجود ندارد، اگر شخصی آزادانه بیاندیشد، قطعا به انسانیت خود نزدیکتر خواهد بود. انسان، انسانیتش در این است که در مورد هر موضوعی که دوست داشته باشد به طور آزادانه بیاندیشد. اگر هر شخصی –چه خود فرد و چه فرد دیگری- بخواهد آزادی را از وی بگیرد، خیلی سنگین ‌تر از این است که جسم انسان را محصور و محدود کرده باشد. شخصی که ما را زندانی می کند، جسم مان را زندانی می نماید، ولی اگر آزادیِ اندیشه ما را بگیرد روح و روان ما را گرفته است که سختی آن بیشتر از اولی می باشد.

 

این مدرس حوزه و دانشگاه با اشاره به این مطلب که عوامل مختلفی در سلب آزادی اندیشۀ انسان تاثیر دارد، گفت: این عوامل گاهی بیرونی می باشند مانند مواقعی که انسان بیمار می شود و بعضی مواقع عوامل درونی می باشد که انسان را از اندیشیدن باز می دارد.

 

حجت الاسلام محمدی، برای بحث آزادی اندیشه مراحل مختلفی برشمرد و گفت: مرحله زمینی، اندیشیدن است و مرحله دوم آزادی در اندیشیدن است و یک مرحله بالاتر از این دو مرحله نیز وجود دارد که عرشی است و عبارت است از آزادی در گفتن اندیشه.

 

وی با ابراز این نکته که معمولا جوامع بدوی در تلاش هستند که جلوی گفتن اندیشه ها را بگیرند اظهار کرد: روحانیون و دانشجویان وظیفه دارند که جامعه را به سمت و سویی بکشانند که این قابلیت و ظرفیت را داشته باشد که هر کسی هر حرفی را که بخواهد آزادانه بگوید و آزادانه جوابش را دریافت نماید. اگر قشر تحصیل کرده توانایی شنیدن نتیجه آزادی در اندیشه را نداشته باشد در آن موقع هیچ انتظاری از عوام مردم نباید داشته باشیم. چه کسی باید عوام را به سمت و سویی راهنمایی کند، در صورتی که فکر خودش نیز درگیر همین بست و بند باشد. جامعه به کجا کشیده خواهد شد؟ این جامعه تبدیل به جامعه‌ای بدوی خواهد شد. اگر چه در ظاهر امر آثار تمدن در آن وجود داشته باشد.

 

این کارشناس مسایل دینی، عوامل گوناگونی را سد راه آزادی در اندیشۀ‌ انسان عنوان کرد و گفت: در بسیاری از جاها قدرتی مافوق وجود دارد که مانعی برای آزادی در اندیشه شخص می شود و نمی گذارد که فرد ابراز اندیشه نماید. گاهی عوامل بیرونی و گاهی هم عوامل درونی می‌ باشد که باعث می شود انسان نتواند به تصمیم درستی برسد. کاهی عومل به حدی ظریف هستند که اصلا شخص متوجه آن نمی شود، و با خود فکر می کند که هیج مانعی وجود ندارد. اما زمانی که برایش توضیح داده شود، آن موقع می فهمد که بله چنان چیزی وجود داشته است.

 

به گفتۀ وی تمام پیامبران در مسیر روشنگری خود آزادانه اندیشیدند و آزادانه حرکت نمودند.

 

محمدی ادامه داد: آزاد اندیشیدن حوزه های گوناگونی دارد از جمله حوزه های کلامی و مباحث اجتماعی، سیاسی. آنچه مهم است این است که این آزادی را اگر بگیریم، انسان را از انسانیتش دور ساخته ایم.

 

وی گفت: مجوزهایی در قرآن در مورد آزادی اندیشه وجود دارد. اولا خداوند متعال در قرآن کریم به تفکر و تدبر دعوت نموده است مثل آیه شریفۀ “أفلا تعقلون”. یکی از موارد بسیار ارزشمند این است که خداوند می فرماید عقلی را که به شما داده ام از آن استفاده نمایید، آنهایی که تعقل نمی کنند “اولئک کالانعام.”

 

محمدی ادامه داد: یک آیه دیگر نیز وجود دارد که خداوند در این آیه می فرماید: “فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسن”، بشارت باد به بندگان که نظریه ها و ایده ها را می شنوند و بهترینش را تبعیت می کنند. لازمه این که، این چند نظریه کدامش بهتر است تا آن را تبعیت نماید این است که قرآن با ظرافت تمام به آن اشاره نموده است که فکرتان باشد اولا خود را روی ایده ها و نظریه ها محدود نکنید و آزادانه ایده ها را بشنوید، بعد تعقل نمایید و در نهایت بهترینش را تبعیت نمایید.

 

گفتنی است که گفتمان های علمی پژوهشی جستجوی راه تعالی به صورت هفته‌وار هر پنجشنبه رأس ساعت ۱۰ صبح، در محل دفتر مرکز فعالیت های فرهنگی اجتماعی تبیان در قم به آدرس خیابان ۲۰ متری شهید بهشتی، نبش کوچه ۸، جنب داروخانه، طبقه دوم برقرار می‌باشد.

برچسب ها:

نظرات(۰ دیدگاه)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>