• تاریخ انشار: ۲۷ دلو ۱۳۹۹
  • سرویس: آئین و اندیشه
  • کد خبر: 30734
  • 114 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • نسخه مخصوص پرینت

باید با تأسی به شهدا خود را خدایی بسازیم/ مردم افغانستان جمهوریت می‌خواهند نه امارت/ باید از حاکمیت فعلی کشور دفاع کرد

d80ed0125cd04ddc1eeb08d8d18d4edf

خبرگزاری صدای افغان (آوا) -مزارشریف: حسینی مزاری در ابتدای سخنان خود، ایجاد ارتباط و علاقه و سپس حرکت در مسیر شهدا و ترویج روحیه‌ی اسلام‌خواهی و خداطلبی و جاری شدن روحیه‌ی شهادت ‌طلبی در جامعه را از اثرات زنده نگاه داشتن یاد شهدا دانست و گفت: تقویت روحیه‌ی رشادت و شجاعت اولین پیامد وجود شهادت‌طلبی […]

خبرگزاری صدای افغان (آوا) -مزارشریف: حسینی مزاری در ابتدای سخنان خود، ایجاد ارتباط و علاقه و سپس حرکت در مسیر شهدا و ترویج روحیه‌ی اسلام‌خواهی و خداطلبی و جاری شدن روحیه‌ی شهادت ‌طلبی در جامعه را از اثرات زنده نگاه داشتن یاد شهدا دانست و گفت: تقویت روحیه‌ی رشادت و شجاعت اولین پیامد وجود شهادت‌طلبی در بین مردم است. این شجاعت باعث می‌شود که مردم کشور، شخصیت‌های کشور، مبارزین و مجاهدین کشور با قدی رسا و بیانی زیبا در راه خدای خود مبارزه نموده و سرباز راستین الهی باشند و نه فقط با شعار بلکه در عمل در صحنه حضور پیدا کنند.

رئیس مرکز تبیان از تقویت روحیه‌ی انسجام و وحدت‌ طلبی در جامعه به عنوان دومین پیامد شهادت‌طلبی در بین مردم نام برده و خاطرنشان کرد: مردمِ چنین جامعه‌ای می‌دانند که اگر شجاعت و رشادت باشد، اما وحدت نباشد، جامعه در کنار هم نباشد، شخصیت‌ها، سازمان‌ها و احزاب اسلامی و دینی در کنار هم قرار نگیرند، برادران با برادران خود دست ندهند و خواهران با خواهران خود دست ندهند و صفوف واحد و مستحکم ایجاد نکنند، موفقیتی در کار نخواهد بود و در برابر دشمن توفیقی حاصل نخواهد شد.

وی ادامه داد: سومین پیامد جاری بودن شهادت‌طلبی در جامعه، تقویت روحیه‌ی آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی و در نهایت رفتن به سمت فراهم کردن زمینه‌های حکومت اسلامی و دینی در کشور خواهد بود. اینجاست که ما اگر به دنبال افغانستانی آزاد و به دنبال افغانستانی مستقل و آباد و مقتدر و سربلند هستیم،  بایستی این موارد را به یاد داشته باشیم و برای عینیت بخشیدن و اجرائی کردن و تحقق این روحیه‌ها در درون خود، عامل باشیم و حرکت جدی به خرج دهیم.

حسینی مزاری در بخش بعدی سخنان خود که در رابطه با وضعیت فعلی کشور بود، با بیان اینکه حتی اگر همه‌ی مردم افغانستان قربانی شوند، برای امریکایی‌ها اهمیتی ندارد و به دنبال منافع خودشان هستند، گفت: در سال ۹۶ که آقای خلیل‌زاد به تازگی وارد کشور شده و ماموریت خود را در افغانستان اعلام کرد، بنده در همان زمان از اولین کسانی بودم که موضع گرفتم و به تبیین موضوع پرداختم و گفتم که آقای خلیل‌زاد! شما چه کاره هستی که از آن طرف کره ارض می‌آیی به افغانستان و برای مسئولین ما خط و نشان تعیین نموده و برای مسئولین ما وظایف و مسئولیت هایشان را مشخص می‌کنی و به مردم افغانستان می‌گویی که ما چکار بکنیم؟ تاکید کردم که اگر بحث صلحی مطرح است، باید در مالکیت خود افغانستانی‌ها باشد، باید دولت افغانستان از موضع اقتدار وارد عرصه‌ی مذاکرات شود و مذاکرات صلح، مذاکراتی بین‌الافغانی شود.

رئیس مرکز تبیان ضمن تاکید بر این نکته که جامعه جهانی، کشورهای منطقه و مردم افغانستان به هیچ وجه حاضر نیستند که صلح آمریکایی آنگونه که به منافع خود آمریکا باشد در افغانستان محقق شود، خاطرنشان کرد: طرح آمریکایی‌ها به نتیجه نخواهد رسید، چرا؟ به خاطر آنکه هم زمینه‌های داخلی فراهم نیست و هم دولت افغانستان نسبت به این حرکت ظنین است و هم شخصیت‌ها و مسئولین و رهبران جهادی و غیرجهادی افغانستان نسبت به این حرکت خوشبین نیستند و از طرفی شرایط منطقه هم ایجاب نمی‌کند، مخالفان آمریکا در منطقه و دنیا هم به هیچ وجه حاضر نیستند که آمریکایی‌ها در افغانستان تک‌تازی بکنند و هر چیزی که خواستند و بخواهند اعمال بکنند اما دیگران راحت نظاره‌گر باشند. نخیر، نه جامعه جهانی، نه کشورهای منطقه و نه مردم افغانستان به هیچ وجه حاضر نیستند که صلح آمریکایی آنگونه که به منافع خود آمریکا باشد در افغانستان محقق شود.

حسینی مزاری در ادامه با بیان اینکه طرح حکومت موقت یک توطئه‌ی جدید و حرکت مغرضانه‌ی دیگر امریکایی‌ها در قبال مردم افغانستان است، به پیامدهای ایجاد حکومت موقت در کشور پرداخت.

این آگاه مسایل سیاسی اولین پیامد حکومت موقت را از دست رفتن دستاوردهای دو دهه‌ی اخیر در افغانستان دانست و گفت: طی نزده بیست سال اخیر کارهای زیادی در عرصه‌های مختلف صورت گرفته و پیشرفت‌های متعددی حاصل شده و کشور از انزوای دهه‌ی هفتاد تقریبا بیرون آمده است. هم در داخل کشور، هم در منطقه و هم در دنیا حرفی برای گفتن دارد و مردم افغانستان امیدوار بودند که این روند رو به انکشاف باشد و حکومت‌ها و حاکمان مطابق خواست مردم، یکی پس از دیگری برسر قدرت بیایند و مردم شهد شیرین آزادی و استقلال را بچشند و هست و بود خودشان مال خودشان باشد، اما طبعا با آمدن حکومت موقت این دست‌آوردها از بین خواهد رفت.

حسینی مزاری با اشاره به نادیده گرفتن رشادت‌های نیروهای امنیتی و اردوی ملی و پولیس ملی کشور و پایمال شدن خون ده‌ها هزار شهید و قربانی در ولایات مختلف کشور به عنوان پیامد دیگر حکومت موقت، خطاب به موافقان روی کار آمدن حکومت موقت گفت: آقایانی که شما به دنبال حکومت موقت هستید، جواب این خون‌ها را چگونه می‌دهید، جواب خانواده‌های شهدا را چگونه می‌دهید؟ جواب بازمانده‌های عزیزانی که در این مسیر از نیروهای مختلف از دست رفته‌اند را چگونه می‌دهید؟ و چطور شماهایی که از طرف حکومت به عنوان اعضای مذاکره‌کننده در دوحه حضور دارید، بحث حکومت موقت را شعار و زمزمه و نشخوار می‌کنید. جای شرم و خجالت است، حکومتی که قرار است با طالبان مذاکره کند و هیئت مذاکره‌کننده می‌فرستد به دوحه، بعد اعضای این هیئت بیایند دقیقا همان نظریه‌ای را شعار داده و سر بدهند که طالبان به دنبال آن هستند.

رئیس مرکز تبیان با بیان اینکه از بین رفتن قانون اساسی افغانستان سومین پیامد حکومت موقت می‌باشد، ابراز داشت: اگر حکومت موقت به وجود آید اولین کاری که توسط دست اندرکاران حکومت موقت روی دست گرفته خواهد شد بحث صحبت روی قانون اساسی است و تغییر در بندهای مختلف قانون اساسی و چه بسا تغییر صد درصدی این قانون خواهد بود؛ در حالی که با وجود ایرادات آن ما بایستی حافظ این قانون اساسی باشیم، لذا مردم افغانستان و شخصیت‌های ما و دولت ما نباید به هیچ کس و هیچ گروه و هیچ قدرتی اجازه بدهند که در صدد تغییر قانون اساسی کشور بربیایند.

حسینی مزاری، بازگشت افغانستان به دهه‌ی هفتاد و جنگ‌های داخلی را به عنوان چهارمین پیامد روی کار آمدن حکومت موقت در کشور دانست و خاطرنشان ساخت: از همین حالا شما صف بندی‌های مختلف را در مناطق مختلف افغانستان می‌بینید. در شمال و در پنجشیر حرکت‌هایی ایجاد شده و در بهسود جریان‌هایی به وجود آمده و همینطور آهسته آهسته گروه‌های مختلف منسجم و مسلح می‌شوند. بخاطر چه؟ بخاطر حفظ خودشان و حفظ امنیت کشور و مردم، چون همه‌ی جریان‌ها و گروه‌های سیاسی و اسلامی معتقدند که اگر طالبان وارد قدرت شوند و حکومت موقت تشکیل شود، آرام نمی‌نشینند و در نهایت به دنبال تمامیت‌ خواهی است؛ لذا مردم حق دارند که در برابر این گروه تروریستی موضع بگیرند و قد علم بکنند، از ترس اینکه مبادا شرایط دهه‌ی هفتاد تکرار گردد.

رئیس مرکز تبیان در بیان راهکار جهت جلوگیری از مشکلات و گرفتاری‌های ذکرشده، گفت: عزیزان، خواهران و برادران و مسئولین محترمی که اینجا تشریف آوردید! راهش این است که با تأسی به انقلاب، با تأسی به شهدای جهاد، با تأسی به شهدای پاک ‌باخته دهه هفتاد و هشتاد و نود،باید خود را خدایی بسازیم، ما باید روحیه‌ی جهاد و رشادت و شهادت را در خود نهادینه بکنیم و تا وقت نگذشته است صفوف خود را فشرده بکنیم.شیعه‌ها با همدیگر دست بدهند، سنی‌ها با همدیگر دست بدهند، بعد شیعه و سنی با هم دست بدهند و این شکاف‌ها و اختلافاتی که در درون جامعه و در درون جریان‌ها وجود دارد را از بین ببرند و صفوف واحد تشکیل بدهند.

حسینی مزاری با تاکید بر این نکته که مردم افغانستان تحقق طرح‌های امریکایی و امارت طالبانی را نمی‌خواهند، گفت: مردم جمهوریت می‌خواهند و به هیچ وجه دوران سیاه طالبانی را نمی‌خواهند، به هیچ وجه اجرا و تحقق طرح‌های آمریکایی را در افغانستان نمی‌خواهند. مردم افغانستان با وصفی که  نسبت به نظام کنونی انتقاد دارند، نسبت به نابسامانی‌هایی که در نظام کنونی هست حرف دارند اما به دنبال اصلاح هستند و به دنبال رفع مشکلات حاکمیت فعلی هستند و به دنبال براندازی نیستند.

رئیس مرکز تبیان حمله‌ی حکومت علیه جبهه‌ی مقاومت در بهسود را از جمله اشتباهات جدی آقای غنی دانست و گفت: آخرین اشتباه حکومت غنی هم حمله علیه جبهه مقاومت در بهسود بود، جبهه مقاومتی که حامی دولت و در برابر تروریزم است، جبهه مقاومتی که به دنبال احقاق حق مردم است، اما حاکمیت غنی به جای اینکه برود در شهرهایی که طالبان حضور جدی دارند عملیات بکند، به جای اینکه در قریه‌جاتی که طالبان ظلم می‌کنند و وحشت می‌آفرینند حمله بکند و تامین امنیت نماید، می‌آید علیه جریانی و مردم بی‌دفاعی حمله می‌کند که این‌ها سال‌ها با استفاده از امکانات خودشان، با استفاده از تجهیزات خودشان در برابرطالبان ایستاده‌اند. این اشتباه جدی دولت کنونی است.

حسینی مزاری ادامه داد: با وصف همه‌ی این مشکلات، با وصف همه‌ی این اشتباهاتی که حاکمیت فعلی دارد، اما ما معتقدیم که از این حاکمیت و از رئیس‌ جمهوری و ساختار دولت فعلی افغانستان باید با جدیت دفاع شود و اجازه بدهیم که سیر طبیعی کار مردم و جریان انتخابات مردم پیش برود و دوره‌ی این حاکمیت تمام شود و باز زمینه انتخابات فراگیر دیگری به وجود بیاید.


مشروح سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی مزاری در این همایش به شرح ذیل است:

اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین، ثم الصلاه و السلام علی سیدنا محمد و آله الاطیبین.
رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی یا کریم.
اما بعد؛ قال الله تعالی فی کتابه الکریم “وَ مَنْ یُقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا”

ابتدا تشکر می‌کنم از حضور گرم خواهران و برادران عزیز در این مراسم پرشکوه و کیفی بویژه شخصیت‌های حقیقی و حقوقی، عزیزان مسئولی که در این مراسم تشریف آوردند؛ وکلای مجلس واعضای شورای ولایتی ولایت بلخ. خیلی علاقه داشتم که آقای نایاب از همه‌ی این عزیزان نام گرفته و تشکر می‌کرد، من هم می‌ترسم از این عزیزان نام ببرم و اسامی جا بماند و بنده شرمنده‌ی عزیزان شوم؛ لذا به صورت عمومی و کلی از همه‌ی عزیزان مسئول در این جلسه سپاسگذاری می‌کنم و همچنان از برگزارکنندگان این مراسم بویژه مسئولین دفتر مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی مرکز تبیان و خبرگزاری صدای افغان آوا در ولایت بلخ سپاسگذاری می‌کنم و همچنان خیر مقدم می‌گویم برای همکاران عزیز ما که از سایر ولایات بخصوص ولایت هرات و ولایت کابل در این مراسم تشریف آوردند، مخصوصا چند تن از شهدای زنده حادثه انتحاری هفت جدی سال ۱۳۹۶ کابل، آقایان حجت السلام والمسلمین زاهدی رئیس دفتر مرکزی تبیان در کابل و حجت الاسلام والمسلمین سید عارف موسوی، جناب حجت الاسلام والمسلمین علی اصغر بلال، جناب سیدحسن حسینی و سید حسن حسنی و سایر عزیزانی که بازمانده آن حادثه هستند و امروز مراسم ما را شکوهمندتر کردند.

قطعا صحبت بایستی پیرامون شهدا صورت بگیرد، شهید مصباح و هشت تن از یارانش و شهدای هفتم جدی کابل و طبعا پیرامون هر یک از این شهدا می توان ساعت‌ها صحبت کرد؛ آقای مصباح یکی از ستارگان آسمان جهاد و مبارزه‌ی افغانستان بود، رفقا و همکاران‌شان هر کدام عناصر برجسته جهادی و فرهنگی بودند. شخصیت‌هایی که در حادثه هفت جدی سال ۱۳۹۶ در دفاتر مرکزی مرکز تبیان و خبرگزاری صدای افغان (آوا) نیز به شهادت رسیدند شخصیت‌های برجسته و تاثیرگذار جامعه‌ی ما و به ویژه تشکیلات مرکز تبیان بودند، بنا براین قطعا حول هر کدام اینها هم صحبت زیاد است و هم طی این مدت مختصر و اندک نمی‌توانم به ابعاد مختلف شخصیتی این حضرات بپردازم و تبیین کنم، بنابراین فرصت را مغتنم شمرده به ذکر چند نکته می ‌پردازم.

نکته‌ی اول ارزش شهادت است. همه شما متوجه هستید که شهادت از نظر قرآن و از نگاه روایات اسلامی و ائمه معصومین (علیهم‌السلام) از چه جایگاهی برخوردار است و همچنان بزرگان دین در مورد شهادت صحبت‌های بسیار جدی و مفصلی دارند که باز هم حول این موضوع و این مطلب نمی‌توان در فرصت اندک مطالب زیادی عنوان کرد، من صرفا به صورت فهرست‌وار نکات و مطالبم را اشاره می‌کنم و می‌گذرم.

اهمیت زنده نگهداشتن یاد شهدا
اهمیت زنده نگه داشتن یاد شهدا نیز با توجه به ارزش شهادت در قرآن و روایات برای همه کاملا روشن و مشخص است. زنده نگه داشتن یاد شهدا خیلی مهم است و اجر زنده نگه داشتن کمتر از اجر خود شهادت نیست، بنا براین کسانی که در جهت زنده نگه داشتن یاد شهدا گام می گذارند و زحمت می‌کشند اجرشان اجر شهادت است و پاد‌اش‌ شان پاداش شهادت است و پیامدهایی دارد که از آن جمله؛
اولین پیامد این است که وقتی مثل امروز یاد شهدا زنده نگه داشته می‌شود و از شهدای گرانقدری تجلیل به عمل می‌آید بین مخاطبان و شهدا ایجاد ارتباط می‌شود و این ارتباط علاقه به وجود می‌آورد. وقتی بین من و شهید علاقه ایجاد شد، طبعا از خصوصیات و از امتیازات و شاخصهای شهید متاثر می‌شوم و من هم و سایر مخاطبین و سایر زنده‌ها سعی می‌کنیم که در مسیر شهدا حرکت بکنیم و جامعه را جامعه‌ای با روحیه‌ی شهادت به وجود بیاوریم و طبعا زمانی که ما در مسیر شهدا حرکت کردیم و خصوصیات شهدا را در تمام ابعاد خود ایجاد کردیم، قطعا ما هم این صلاحیت و این لیاقت را پیدا خواهیم کرد که در نهایت گام در حوزه‌ی شهید و شهادت بگذاریم؛ بنا براین اگر ما علاقه داریم که در نهایت در راه خدای متعال شهید شویم، حالا باید شهید باشیم، حالا باید خصوصیات شهدا در وجود ما زنده باشد و در همان راه و مسیر حرکت بکنیم.

دومین اثر زنده نگه داشتن یاد شهدا، ترویج روحیه اسلام‌خواهی و خداطلبی است. اثر و پبامد سوم نیز ترویج روحیه شهادت‌طلبی است، یعنی در یک جامعه ضرورت دارد که روحیه‌ی شهادت ‌طلبی ترویج شود و مردم، مردمی مسلمان و شهادت‌ طلب باشند. خوب اگر این روحیه‌ها در جامعه وجود داشت، و این مقدمات در جامعه وجود پیدا کرد، پیامدهای دیگری به دنبال خواهد داشت.

تقویت روحیه‌ی رشادت و شجاعت؛ اولین پیامد شهادت‌طلبی
‌اولین پیامدِ وجود شهادت‌طلبی، تقویت روحیه‌ی رشادت و شجاعت است، مردم از جبن و ترس و کناره‌گیری بیرون می‌آیند، در صحنه حضور پیدا می‌کنند، غیر از خدا از عامل دیگری ترس و هراس به خود راه نمی‌دهند، به راحتی و با شجاعت کامل در جبهه‌ی حق قرار می‌گیرند و با شجاعت کامل در برابر جبهه‌ی باطل موضع می‌گیرند و ایستاد می‌شوند و هیچ مماشاتی ندارند و هیچ تسامح و تساهلی را برنمی‌تابند، چون این شجاعت را در خود ایجاد کرده‌اند و این شجاعت باعث می‌شود که مردم کشور، شخصیت‌های کشور، مبارزین و مجاهدین کشور با قدی رسا و بیانی زیبا در راه خدای خودش مبارزه کنند، سرباز راستین خدا باشند و سرباز واقعی امام زمان (عج) باشند، نه فقط با زبان، نه فقط با بیان، نه فقط با شعار بلکه در عمل، در صحنه حضور پیدا خواهند کرد و در این رابطه عمل خواهند نمود.

تقویت روحیه‌ی انسجام و وحدت‌طلبی؛ دومین پیامد شهادت‌طلبی
دومین پیامد وجود شهادت‌طلبی، تقویت روحیه‌ی انسجام و وحدت‌ طلبی است، چون وقتی که روحیه شها‌دت ‌طلبی در جامعه وجود داشت، یعنی اینکه این فرد مطلقا پیرو اسلام است، پیرو دین است، پیرو مذهب و مکتب است، تمام حسنات اخلاقی را در وجود خود نهادینه کرده است و تمام سیئات اخلاقی را از وجود خود بیرون کرده است و یک چنین انسانی دیگر نیاز ندارد که با هم‌کیش خود، با ‌هم پیمان خود، با هم‌دین و با هم‌مذهب خود اختلاف داشته باشد. اختلاف بخاطر هواهای نفس است، بخاطر آلودگی انسان به گناهان صغیره و کبیره است. وقتی انسان مسلمان مطلق باشد و عبد مطلق باشد، طبعا دیگر معنا ندارد بحث اختلاف‌افگنی یا بحث فهم اختلافات و رفتن در مسیر اختلافات، بلکه سعی می‌کنند در کنار هم باشند و همدیگر را به آغوش بکشند و به دنبال وحدت و انسجام بروند، چون یک چنین جامعه‌ای می‌داند که اگر شجاعت و رشادت باشد اما وحدت نباشد، جامعه در کنار هم نباشد، اهالی جامعه، شخصیت‌ها، سازمان‌ها و احزاب اسلامی و دینی در کنار هم قرار نگیرند، مردان با برادران خود دست ندهند و زنان با خواهران خود دست ندهند و صفوف واحد و مستحکم ایجاد نکنند، موفقیتی در کار نخواهد بود، در برابر دشمن توفیقی در کار نخواهد بود، برای حمایت از مردم، برای حمایت از حکومت و نظام، برای احقاق حق مظلومین و مستضعفین حرکت مثبتی صورت نخواهد گرفت. بنا براین پیامد دیگر وجود روحیه‌ی شهادت‌طلبی، بحث انسجام و وحدت در جامعه‌ی مسلمان خواهد بود.

تقویت روحیه‌ی آزادی ‌خواهی و استقلال‌طلبی و فراهم نمودن زمینه‌ی حکومت اسلامی؛ سومین پیامد وجود شهادت‌طلبی در جامعه
سومین پیامد وجود شهادت‌طلبی، تقویت روحیه‌ی آزادی‌ خواهی و استقلال‌طلبی و در نهایت رفتن به سمت فراهم کردن زمینه‌های حکومت اسلامی و دینی در کشور خواهد بود. اینجاست که ما اگر به دنبال افغانستانی آزاد هستیم، به دنبال افغانستانی مستقل و آباد هستیم، به دنبال افغانستانی مقتدر و سربلند هستیم بایستی این موارد را به یاد داشته باشیم و برای عینیت بخشیدن و اجرائی کردن و تحقق این موارد در درون خود،عامل باشیم و حرکت جدی به خرج دهیم، این نکته‌ی اول.

حتی اگر همه‌ی مردم افغانستان قربانی شوند امریکا به دنبال منافع خودش است
اما نکته دوم درباره‌ی وضعیت موجود کشور است. همه‌ی ما در رابطه با وضعیت موجود کشور اطلاعات کافی داریم، الحمدلله مردم افغانستان، حالا شدند مردم اهل رسانه، اهل مطبوعات و از بزرگ تا کوچک از زن تا مرد همه به رسانه دسترسی دارند. یکی از موضوعات مهمی که در رابطه با شرایط موجود مطرح است، بحث صلح است. اگر یاد عزیزان باشد، در ۹ دلو سال ۱۳۹۶ خورشیدی به مناسبت سالروز شهادت شهید مصباح و تجلیل از شهدای هفتم جدی در همین مسجد صحبت داشتم و سخنرانی داشتم. آقای خلیل‌زاد به تازگی وارد کشور شده بود و با تلویزیون‌های خصوصی افغانستان مصاحبه داشت و بحث ماموریت خود را در مصاحبه با این رسانه‌ها اعلان کرد که گویا در رابطه با صلح و مذاکره با طالبان نماینده‌ی آقای ترامپ است. من در همان زمان از اولین کسانی بودم که موضع گرفتم و به تبیین این موضوع پرداختم و همان زمان گفتم که جناب آقای خلیل‌زاد! شما چی کاره هستید که از آن طرف کره ارض می‌آیی به افغانستان و برای مسئولین ما خط و نشان تعیین می‌کنی، برای مسئولین ما وظایف و مسئولیت های شان را مشخص می‌کنی و به مردم افغانستان می‌گویی که ما چکار بکنیم؟!. اگر بحث صلحی مطرح است، باید در مالکیت خود افغانستانی‌ها باشد، باید دولت افغانستان از موضع اقتدار وارد عرصه‌ی مذاکرات شود و مذاکرات صلح مذاکراتی بین‌الافغانی شود. خوب شخصیت‌های مختلف دیگر، جریان‌های مختلف دیگر، در این رابطه موضع گرفتند و به خلیل‌زاد هشدار دادند، به دولت افغانستان هم هشدار دادند و به مردم افغانستان هم هشدار دادند که مردم متوجه باشید چیزی را که آمریکایی‌ها برای مردم افغانستان می‌خواهند، به نفع مردم افغانستان نیست، بلکه به نفع منافع ملی و مصالح اقتصادی خود آمریکایی‌هاست، حتی اگر تمام مردم افغانستان قربانی شوند، تمام کشور تخریب شود، هیچ بحثی نیست، بحث این است که منافع آمریکایی‌ها تامین شود.

جامعه جهانی، کشورهای منطقه و مردم افغانستان به هیچ وجه حاضر نیستند که صلح آمریکایی آنگونه که به منافع خود آمریکا باشد در افغانستان محقق شود
به هر حال مذاکرات صلح بین طالبان و هیئت امریکایی آغاز شد به گونه‌ای که هیچ‌گونه مشوره‌ای با دولت افغانستان نشد، هیچ گونه مشوره‌ای با شخصیت‌های حقیقی و حقوقی کشور صورت نگرفت. یک سال و دو سال و در نهایت تفاهم‌نامه‌ی دوحه بین طالبان و آمریکایی‌ها امضا شد که خوب طبعا در طول این مدت صحبت‌های مختلف داشتم، مقالات گوناگونی نوشتم و منعکس شد که این روند به نفع کیست و چه پیامدهایی برای مردم افغانستان و حاکمیت خواهد داشت و از همان زمان هم نسبت به این حرکت بدبین بودم و معتقد بودم که حرکت آمریکایی‌ها به نتیجه نخواهد رسید، چرا؟ به خاطر آنکه هم زمینه‌های داخلی فراهم نیست و هم دولت افغانستان نسبت به این حرکت ظنین است و هم شخصیت‌ها و مسئولین و رهبران جهادی و غیرجهادی افغانستان نسبت به این حرکت خوشبین نیستند و از طرفی شرایط منطقه هم ایجاب نمی‌کند، مخالفان آمریکا در منطقه و دنیا هم به هیچ وجه حاضر نیستند که آمریکایی‌ها در افغانستان تک‌تازی بکنند و هر چیزی که خواستند و بخواهند اعمال بکنند اما دیگران راحت نظاره‌گر باشند. نخیر، نه جامعه جهانی، نه کشورهای منطقه و نه مردم افغانستان به هیچ وجه حاضر نیستند که صلح آمریکایی آنگونه که به منافع خود آمریکا باشد در افغانستان محقق شود. خوب به هر حال، تفاهم‌نامه‌ی دوحه امضا شد و طالبان هم منتظر بودند که بندهای این تفاهم‌نامه یکی پس از دیگری اجرا شود و جناب خلیل‌زاد هم تلاش داشت که امتیازاتی را که برای گروه طالبان در نظر گرفته بود، یکی پس از دیگری اهدا بکند. دولت افغانستان نیز تحت فشار قرار گرفت، جریان‌های مختلف کشور تحت فشار قرار گرفتند و یکی از بندهای این تفاهم‌نامه بحث آزادی زندانیان بود که شما متوجه هستید پنج هزار زندانی طالبان آزاد شدند اما دوباره به میدان جنگ برگشتند.

یکی از نکاتی که در تفاهم‌نامه‌ی دوحه مطرح بود، بحث حکومت موقت بود. به محض این که این بحث از طرق مختلف زمزمه شد، باز بلافاصله ما موضع گرفتیم و بیانیه دادیم. اگر چه برخی از شخصیت‌های طرف دولت هم متاسفانه در رابطه با بحث حکومت موقت نظر مثبت داشتند تا جایی که صداهایشان پخش شد، موضع گرفتند و حرف زدند، اما ما معتقد بودیم که این بحث حکومت موقت، یک توطئه دیگر آمریکایی‌ست، یک حرکت مغرضانه‌ی دیگر آمریکایی ا‌ست.

اولین پیامد حکومت موقت، از دست رفتن دست‌آوردهای دو دهه‌ی اخیر است
طبعا اگر حکومت موقت به وجود بیاید اولین پیامد آن از بین رفتن دست آوردهای نزده ساله و بیست ساله‌ی اخیر کشور است، طی نزده بیست سال اخیر کارهای زیادی در عرصه‌های مختلف صورت گرفته است، پیشرفت‌های متعدد صورت گرفته است، کشور از انزوای دهه‌ی هفتاد تقریبا بیرون آمده است. هم در داخل کشور، هم در منطقه و هم در دنیا حرفی برای گفتن دارد و مردم افغانستان امیدوار بودند که این روند رو به انکشاف باشد و حکومت‌ها و حاکمان مطابق خواست مردم، یکی پس از دیگری برسر قدرت بیایند و مردم افغانستان شهد شیرین آزادی و استقلال را بچشند و هست و بودشان مال خودشان باشد، اما طبعا با آمدن حکومت موقت این دست‌آوردها از بین خواهد رفت.

نادیده گرفتن رشادت‌های نیروهای امنیتی کشور؛ دومین پیامد حکومت موقت
پیامد دوم حکومت موقت، نادیده گرفتن رشادت‌های نیروهای امنیتی و اردوی ملی و پولیس ملی افغانستان است. شما متوجه هستید که طی نزده یا بیست سال چقدرقربا نی داریم برای تثبیت اوضاع، برقرای امنیت، برای تامین صلح و ثبات سرتاسری، برای برقراری حکومت‌های مردم‌سالار، هزاران نه بلکه ده‌ها هزار قربانی دادیم‌، از مردم ملکی ما چقدر شهید شدند، در ولایات مختلف در اثر ترورها، در اثر انتحاری‌ها و در اثر حملات مختلف نظامی و تروریستی؛ ده‌ها هزار مردم افغانستان به شهادت رسیدند، اینها بهایی بود که مردم افغانستان برای تثبیت اوضاع و برای استقلال و آزادی و نجات از شر تروریزم دادند، اینها چه می‌شود؟ آقایانی که شما به دنبال حکومت موقت هستید، جواب این خون‌ها را چگونه می‌دهید، جواب خانواده‌های شهدا را چگونه می‌دهید؟ جواب بازمانده‌های عزیزانی که در این مسیر از نیروهای مختلف از دست رفته اند، چگونه می‌دهید؟ و چطور شماهایی که از طرف حکومت به عنوان اعضای مذاکره‌کننده در دوحه حضور دارید، بحث حکومت موقت را شعار می دهید و زمزمه و نشخوار می‌کنید. جای شرم است، جای خجالت است، حکومتی که قرار است با طالبان مذاکره کند و هیئت مذاکره‌کننده می‌فرستد به دوحه، بعد اعضای این هیئت بیایند دقیقا همان نظریه را شعار دهند و سر بدهند که طالبان می‌خواهند، چون طالبان به دنبال حکومت موقت هستند. طالبان می‌دانند که اگر حکومت موقت تشکیل شود تمام قدرت را تصاحب خواهند کرد، به دنبال تصاحب تمام فرصت‌ها و ظرفیت‌های کشور و افغانستان خواهند بود. این دومین پیامد برقراری حکومت موقت خواهد بود.

از بین رفتن قانون اساسی افغانستان، سومین پیامد حکومت موقت است
قطعا اگر حکومت موقت به وجود آمد اولین کاری که توسط دست اندرکاران حکومت موقت روی دست گرفته خواهد شد بحث صحبت روی قانون اساسی است و تغییر در بندهای مختلف قانون اساسی و چه بسا تغییر صد درصدی این قانون خواهد بود. ما نمی‌گوییم که قانون اساسی افغانستان صددرصد کامل است و هیچ اشکالی ندارد و هیچ نقطه‌ی منفی ندارد. این قانون اساسی مشکلاتی دارد اما امتیازات زیادی هم دارد، قانون اساسی‌‌ای است که در طول تاریخ افغانستان مدرن‌ترین قانون اساسی است و بسیاری از خواست‌ها و مطالبات مردم ما در این قانون گنجانده شده است. بنابراین ما بایستی حافظ این قانون باشیم، بایستی نگهبان این قانون باشیم و نباید بگذاریم مردم افغانستان، شخصیت‌های ما و دولت ما به هیچ کس و هیچ گروه و هیچ قدرتی اجازه بدهند که در صدد تغییر این قانون بربیایند. خیلی از گروه‌ها و پیروان مذاهب مختلف از این تغیرات صدمه و آسیب جدی خواهند دید.

بازگشت افغانستان به دهه‌ی هفتاد و جنگ‌های داخلی؛ چهارمین پیامد حکومت موقت
چهارمین پیامد هم این است که افغانستان بر می‌گردد به دهه هفتاد، باز جنگ‌های داخلی شروع خواهد شد. از همین حالا شما صف بندی‌های مختلف را در مناطق مختلف افغانستان می‌بینید. در شمال می‌ بینید که جناب جنرال حرکت‌هایی را شروع کرده، در پنجشیر حرکت ‌هایی ایجاد شده و در بهسود جریان‌هایی به وجود آمده و همینطور آهسته آهسته گروه‌های مختلف منسجم و مسلح می شوند. به خاطر چه؟ به خاطر حفظ خودشان، حفظ امنیت کشور و مردم شان، چون همه‌ی جریان‌ها و گروه‌های سیاسی و اسلامی معتقدند که اگر طالبان وارد قدرت شوند و حکومت موقت تشکیل شود، طالبان آرام نمی نشینند، طالبان به دنبال مشارکت قدرت نیستند، طالبان به دنبال تمامیت ‌خواهی هستند؛ طالبان به دنبال در نظر گرفتن خواست اکثریت مردم نیستند، به دنبال در نظر گرفتن خواست جریان‌ها و احزاب و سازمان‌ها نیستند، بلکه به دنبال این هستند که تنها خودشان باشند، حالا ممکن است در مرحله‌ی اول یک درصدی را قبول کنند مثلا پنجاه پنجاه ولی مطمئنا وقتی وارد قدرت شدند با لطایف‌الحیل و با حمایت کشورهای بیرونی دمار از روزگار شخصیت‌ها و جریان‌ها و مردم افغانستان در خواهند آورد.

مردم حق دارند که در برابر این گروه تروریستی موضع بگیرند و در برابر این جریان قد علم بکنند، از ترس اینکه مبادا شرایط دهه‌ی هفتاد  بر روی مردم ما مسلط شود و دست‌آوردهای دهه‌ی هشتاد و نود زیر سوال برود، بنابراین حکومت موقت پیامدهایی به مراتب مرگبارتر و وحشتناک‌تر از مواردی که من برشمردم دارد. اینجاست که ما نیاز به راهکار داریم، حالا چه کاری بایستی کنیم که با مشکلات و گرفتاری‌ها درگیر نشویم و گرفتار مشکلات و معضلات جدید نشویم.

باید با تأسی به شهدای کشور، خود را خدایی بسازیم
عزیزان، خواهران و برادران و مسئولین محترمی که اینجا تشریف آوردید! راهش این است که با تأسی به انقلاب، با تأسی به شهدای جهاد، با تأسی به شهدای پاکباخته دهه هفتاد و هشتاد و نود، باید خود را خدایی بسازیم، ما باید روحیه‌ی جهاد و رشادت و شهادت را در خود نهادینه بکنیم و تا وقت نگذشته است صفوف خود را فشرده بکنیم. شیعه‌ها با همدیگر دست بدهند، سنی‌ها با همدیگر دست بدهند، بعد شیعه و سنی با هم دست بدهند و این شکاف‌ها و اختلافاتی که در درون جامعه و در درون جریان‌ها وجود دارد را از بین ببرند و صفوف واحد تشکیل بدهند.

باید از حاکمیت فعلی کشور دفاع کرد
اولین گام هم این است که از حاکمیت فعلی دفاع صورت بگیرد، اگر چه من در انتخابات طرفدار جناب اشرف غنی نبودم، طرفدار عبدالله عبدالله هم نبودم، در انتخابات اخیر ریاست جمهوری با جناب آقای حنیف اتمر صحبت و طرح و تفاهم داشتیم که متاسفانه جریان ایشان منحل شد و ما هم دیگر به طرف جریان خاصی  نرفتیم، اما در هر صورت آقای اشرف غنی با خواست و نظر مردم روی کار آمده است و مسئولیت را به عهده دارد، اگر چه خواست خیلی قلیلی است، اگر چه آرای خیلی کمی نسبت به نفوس گسترده افغانستان می‌باشد و انتخابات انتخابات ناقصی بوده، ولی به هر حال باز هم انتخابات شد و بر اساس انتخاباتی که ما قبول داریم و جامعه‌ی ما و جامعه‌ی جهانی قبول دارد، به وجود آمده است و امروز در راس حاکمیت قرار دارد و از این حاکمیت و از این جمهوریت باید با جدیت دفاع شود.

مردم افغانستان به هیچ وجه تحقق طرح‌های آمریکایی را در کشور نمی‌خواهند؛ مردم جمهوریت می‌خواهند و نه امارت
مردم افغانستان به هیچ وجه امارت طالبانی نمی‌خواهند، به هیچ وجه حکومت پادشاهی گذشته را نمی‌خواهند، به هیچ وجه دوران سیاه طالبانی را نمی‌خواهند، به هیچ وجه اجرا و تحقق طرح‌های آمریکایی را در افغانستان نمی‌خواهند. مردم افغانستان با وصفی که  نسبت به نظام کنونی انتقاد دارند، نسبت به نابسامانی‌هایی که در نظام کنونی هست حرف دارند اما به دنبال اصلاح هستند و به دنبال رفع مشکلات حاکمیت فعلی هستند و به دنبال براندازی نیستند، اگرچه برخی شخصیت‌ها و جریان‌ها، چون سهمی در این حکومت ندارند، چون جایگاهی برای خود احساس نمی‌کنند، به دنبال خواست مردم نیستند، به دنبال دورنگری نیستند، به دنبال منافع علیای کشور نیستند، صرفا بخاطر بغض و غیض و کینه‌ای که از این حاکمیت دارند به دنبال براندازی هستند، به دنبال این هستند که این حاکمیت نباشد، حکومت موقت تشکیل شود حتی اگر خودشان هم در حکومت موقت جایگاهی نداشته باشند، حتی اگر خودشان در آینده‌ها هم جایگایه نداشته باشند، با متهم کردن حاکمیت فعلی تحت عنوان حکومت قومی، حکومت فاشیستی، حکومت فلان و حکومت بهمان به دنبال انتقام‌گیری هستند.

البته آقای غنی اشتباهات جدی دارد؛ آخرین آنها حمله علیه جبهه مقاومت در بهسود است
بله ما هم می‌گوییم که آقای اشرف غنی اشتباهات جدی دارد، ما هم می‌گوییم که آقای غنی در طول حاکمیت خود اشتباهات خیلی جبران ‌ناپذیری مرتکب شده است و امروز بخش‌های زیادی از اجتماع را بخاطر اشتباهات خودش و اطرافیانش از دست داده است و آخرین اشتباه حکومت غنی هم حمله علیه جبهه مقاومت در بهسود بود، جبهه مقاومتی که حامی دولت است، جبهه مقاومتی که در برابر تروریزم است، جبهه مقاومتی که به دنبال احقاق حق مردم است، اما حاکمیت غنی به جای اینکه برود در شهرهایی که طالبان حضور جدی دارند عملیات بکند، به جای اینکه در قریه‌جاتی که طالبان ظلم می‌کنند و وحشت می‌آفرینند حمله بکند و تامین امنیت نماید می‌آید علیه جریانی و مردم بی‌دفاعی حمله می‌کند که این‌ها سال‌ها با استفاده از امکانات خودشان، با استفاده از تجهیزات خودشان در برابرطالبان ایستاده‌اند، در برابر تروریزم سیاه دهه هفتاد ایستاده‌اند تا حقوق مردم خودشان را تامین بکنند، تا امنیت مردم‌ خودشان را تامین بکنند، تا از هست و بود مردم خودشان دفاع بکنند و در کنار دولت افغانستان باشند. این اشتباه دولت کنونی افغانستان بود.

جریان‌های مشکوکی در حکومت به دنبال تحقق طرح حکومت موقت هستند
من همان زمانی که این حمله آغاز شد اظهار نظر کردم  و مطلب نوشتم و گفتم که حتما جریان‌های مشکوکی در اینجا هستند که این جریان‌های مشکوک در راستای تحقق طرح آمریکایی و حکومت موقت تلاش دارند که حکومت آقای غنی را متهم بکنند و تلاش دارند که حکومت آقای غنی را از گروه‌های مردم و از جریان‌های مردمی جدا بسازند و جریان‌های مردمی را در تقابل با حکومت فعلی افغانستان قرار بدهند. به هر حال با وصف همه‌ی این مشکلات، با وصف همه‌ی این اشتباهاتی که حاکمیت فعلی دارد، اما ما معتقدیم که از این حاکمیت و از رئیس ‌جمهوری و ساختار دولت فعلی افغانستان باید با جدیت دفاع شود و اجازه بدهیم که سیر طبیعی کار مردم و جریان انتخابات مردم پیش برود و دوره‌ی این حاکمیت تمام شود و باز زمینه انتخابات فراگیر دیگری به وجود بیاید.

ما مخالف مذاکره با طالب نیستیم؛ بیایند خود را در معرض انتخاب مردم قرار بدهند
حالا طالب می‌خواهد خود را کاندید بکند یا غیر طالب می‌خواهد خود را کاندید بکند، کاندید بکند اشکالی ندارد. ما مخالف مذاکره با طالبان نیستیم، مخالف حضور طالبان در عرصه قدرت هم نیستیم، اما تشریف بیاورند شانس خودشان را آزمایش بکنند و خودشان را در معرض انتخاب مردم قرار بدهند، از خشونت دست بردارند، از جنگ دست بردارند، از کشتار‌های وحشیانه دست بردارند، مردم را نترسانند، اگر مَردند، اگر عقل دارند، اگر شعور دارند دست از این همه جنایاتی که به نفع دشمنان خارجی ماست دست بردارند و بیایند در معرض افکار عامه خودشان را به نمایش قرار بدهند و آرای مردم را بگیرند و مردم را درست طرفدار خود بکنند، بیایند حاکمیت را تماما تصاحب بکنند ما هم به عنوان رعیت مطیع هر طالبی که در کابل با آرای اکثریت مردم رای بیاورد، خواهیم بود و در خدمت‌شان خواهیم بود.

امریکا و طالب بدانند که دوران تاثیرگذاریِ سرنیزه بر مردم افغانستان گذشته است
یقینا چه طالب و چه غیر طالب بدانند که زمان زورگویی گذشته است، زمان تاثیرگذاریِ سرنیزه بر مردم افغانستان گذشته است، شما هر چقدر می‌کشید بکشید، آمریکایی‌ها هر چقدر از این مردم قربانی می‌گیرند، بگیرند، هر مقدار کشور ما را خراب می‌کنند، خراب کنند؛ اما تحت هیچ عنوان این مردم بار دیگر سر تسلیم به قدرت‌های خارجی چون آمریکا و سایر هم‌پیالگی‌هایش نخواهد گذاشت و قطعا در صحنه حضور جدی خواهند داشت، در عرصه‌های فکری، در عرصه‌های فرهنگی، در عرصه‌های آموزشی و در عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی و حتی نظامی و امنیتی در کنار حاکمیت خود خواهند بود و از این حاکمیت دفاع خواهند کرد و به دنبال تامین امنیت و صلح و ثبات خواهند بود.

معرفی مسئول جدید دفتر مرکز تبیان در ولایت بلخ
در پایان باید یادآور شوم که مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان چون همیشه در خدمت همشهریان بلخ خواهد بود. دفتر مرکز تبیان در مزارشریف فعال است و برنامه‌های مختلفی برای آگاهی و بیداری و رشد و ارتقای فکر و فرهنگ مردم بلخ در نظر دارد. رئیس جدید دفتر مرکز تبیان در بلخ تعیین شده است، جناب آقای سید وحید الله حبیبی که زادگاهش از همین شهر مزارشریف است، در خدمت شما خواهد بود، آقای حبیبی سابقه کاری ۲۷ ساله در تشکیلات مرکز تبیان در داخل و خارج داشته است، مدت ۱۴ سال هم به عنوان نماینده مرکز تبیان در اروپا بود و مدتی هم مسئول دفتر مرکز تبیان در خراسان رضوی و معاون رئیس در امور اقتصادی و فعلا هم مسئول دفتر تبیان در مزارشریف خدمت شما خواهد بود. همچنان آقای محمد یونس تدبیر از استوانه‌های جهادی و از فعالان اجتماعی در کنار آقای حبیبی، جناب سید سجاد موسوی، سرکار خانم یزدانی، سرکار فاطمه جعفری و عزیزه جعفری، جناب آقای محمدعلی اخلاقی و سایر مسئولینی که در دفتر حضور دارند در خدمت همه عزیزان خواهند بود.
بیش از این وقت عزیزان را نمی‌گیرم و امیدوار هستم که ان شاءالله بهره‌ی کافی را از این مراسم و مجلس برده باشید. یک بار دیگر از همه‌ی عزیزان اعم از خواهران و برادران و شخصیت‌های حقوقی و حقیقی کگه تشریف آورده‌اند سپاس‌گذاری می‌کنم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته!

برچسب ها:

نظرات(۰ دیدگاه)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>