• تاریخ انشار: ۷ جدی ۱۳۹۷
  • سرویس: سیاسی
  • کد خبر: 22849
  • 5 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • نسخه مخصوص پرینت

فاجعه ۷ جدی؛ سنجه دوست و دشمن

n00176741-b

فاجعه هولناک ۷ جدی سال ۱۳۹۶ خورشیدی که در پی حمله تروریستی منسوب به گروه تکفیری داعش”>داعش در مرکز فعالیت های فرهنگی اجتماعی تبیان و خبرگزاری آوا در کابل رخ داد، ۵۳ تن از اعضای این مجموعه، دانش آموزان، دانشجویان، خبرنگاران و نخبگان حوزه و دانشگاه را شهید و بیش از ۹۰ نفر دیگر را […]

فاجعه هولناک ۷ جدی سال ۱۳۹۶ خورشیدی که در پی حمله تروریستی منسوب به گروه تکفیری داعش”>داعش در مرکز فعالیت های فرهنگی اجتماعی تبیان و خبرگزاری آوا در کابل رخ داد، ۵۳ تن از اعضای این مجموعه، دانش آموزان، دانشجویان، خبرنگاران و نخبگان حوزه و دانشگاه را شهید و بیش از ۹۰ نفر دیگر را زخمی کرد.

 

بی تردید زخم ها و آسیب های ناشی از آن رویداد هولناک، هرگز قابل ترمیم و جبران نیست. آن فاجعه نیز مانند همه فجایع تروریستی سال های اخیر افغانستان، ده ها خانواده افغان را داغدار و سوگوار ساخت و سرمایه های ارجمند و گرانسنگی را از ما گرفت؛ اما این تنها بخشی از آثار و عوارض ویرانگر و دردناک آن فاجعه عظیم و غم انگیز بود. در ادامه، به برخی دیگر از آسیب های آن فاجعه می پردازیم تا نشان دهیم که داعش”>داعش تنها دشمن تبیان و آوا و رسانه های مستقل و ارزشگرا و روشنگر و آگاهی بخش نبوده و نیست.

 

۱. تروریزم فرهنگی: حمله به خبرگزاری آوا، پایان کار نبود.‌ حمله تنها بخشی از کار بود که باید به نام داعش”>داعش انجام می شد. پایان مأموریت اول، آغاز مأموریت دوم بود که باید از سوی جبهه تروریزم فرهنگی به پیش برده می شد. پس از حمله، موجی از هجمه های رسانه ای علیه تبیان و آوا به جریان افتاد. از اتهام های واهی و تکراری تا مسؤول و مقصر قلمداد کردن مسؤولان تبیان و خبرگزاری صدای افغان. نام های آشنا و شناخته شده ای در جبهه تروریزم فرهنگی به چشم می خوردند: از تلویزیون های طلوع و یک تا عنصر بدنام و دارای سوء سابقه رسانه ای به نام فهیم کوهدامنی و مجموعه وابسته به نجیب کابلی.

 

آنها به جای آنکه داعش”>داعش را محکوم کنند، حق آزادی بیان را برای تبیان و آوا به رسمیت بشناسند و صرف نظر از اختلاف دیدگاه ها و رویکردهای ایدئولوژیک شان با این مجموعه، به عنوان رسانه، در کنار ما قرار بگیرند، در کمال شگفتی، علیه تبیان و آوا موضع گرفتند و به جبهه دشمن پیوستند.

 

آنها جنگ ناجوانمردانه ای را آغاز کردند، حتی بدون توجه به اینکه آشکارا از حساب آزادی بیانی هزینه می کنند که برای بقا و حیات و استمرار اعتبارش، نیازمند تحمل همه رویکردهای مخالف و متعارض در یک جامعه متکثر است.

 

آن موضع گیری ها نشان داد که داعش”>داعش تنها نیست؛ بلکه بسیاری از رسانه ها، افراد و مجموعه های فکری و فرهنگی که آبشخورهای مالی و ایدئولوژیک شان در غرب و قدرت های حامی داعش”>داعش قرار دارد، در جبهه داعش”>داعش و به عنوان تروریزم فرهنگی، ایفای وظیفه می کنند.

 

۲. زخمی هایی که همچنان زخم می‌خوردند: تنها اندکی پس از وقوع رویداد، جمهوری اسلامی ایران، نخستین کشوری بود که در اقدامی اسلامی و انسان دوستانه، آمادگی اش را برای انتقال و مداوای زخمی های پرشمار آن فاجعه خونین ابراز داشت. انتظار می رفت این ابراز آمادگی، با استقبال و همکاری گرم و شایسته دولت افغانستان رو به رو شود؛ اما در کمال تعجب شاهد بودیم که سرور دانش؛ معاون دوم ریاست جمهوری که خود دانش آموخته جمهوری اسلامی، هزاره و شیعه مذهب است، در مسیر انتقال زخمی ها به ایران، مانع تراشی و سنگ اندازی می کند. او بنا به هر دلیلی، اجازه نداد تا زخمی ها به موقع به ایران منتقل شوند و به سرعت تحت درمان قرار بگیرند. این سنگ اندازی ها در نهایت سبب شد تا زخمی ها هم به لحاظ جسمی و هم از نظر روحی و عاطفی، دردهای مضاعفی را تجربه و روزهای سختی را پشت سر بگذارند.

 

مجموعه تبیان و آوا نیز فشارهای سنگینی را از این ناحیه، متحمل شد؛ هم به دلیل آثار و پیامدهای پس از حادثه، هم به سبب حمله های هماهنگ تروریست های فرهنگی و پیاده نظام تروریزم تکفیری در جبهه جنگ نرم و به جهت پیگیری ها و دوندگی ها نفسگیر و فرساینده ای که به منظور از میان برداشتن موانعی که آقای دانش و تیم او در راه انتقال زخمی ها ایجاد کرده بودند.

 

تلاش های کارشکنانه آقای دانش و مجموعه او در نهایت، نتیجه داد و گروهی از زخمی ها نتوانستند از خدمات درمانی جمهوری اسلامی ایران، بهره مند شوند یا دست کم به سرعت، تحت مداوا و درمان قرار بگیرند. شماری نیز به دلیل همین سیاست ستمگرانه، مجبور شدند تا ابد معلول شوند.

 

۳. بی اعتنایی حکومت: کارشکنی در روند انتقال زخمی ها به ایران، تنها اقدام دولت نبود. دولت پس از فاجعه، هیچ کمکی به مجموعه تبیان و آوا انجام نداد. مثلا برای تعمیر ساختمان دفتر این مجموعه، حتی یک افغانی هم از سوی حکومت، پرداخت نشد. خانواده های شهدا و زخمی های آن رویداد نیز همچنان از بی مهری و بی اعتنایی حکومت، رنج می برند و شمار زیادی از آنها به دلیل فقر فرساینده، قادر به تأمین مایحتاج ابتدایی زندگی خویش نیستند.

 

۴. تبیان و آوا؛ فعال‌تر از همیشه: علیرغم همه اینها، فاجعه ۷ جدی به سنجه ای برای سنجش و شناخت دوست و دشمن، تبدیل شد. دشمنان چه در جبهه تروریزم فرهنگی رسانه های مزدور غرب و چه از راه کارشکنی در انتقال زخمی ها و… رویه زشت و کریه خویش را نشان دادند و ثابت کردند که از جنایتی که داعش”>داعش مرتکب شده، چندان هم ناخوشنود نیستند؛ اما دوستان مجموعه تبیان و آوا، با هم افزایی نیرو و توان و انگیزه و قابلیت خویش با تمام قدرت در صحنه حضور یافتند و این مجموعه، توانمندتر و فعال تر و اثرگذارتر از همیشه به کار خویش ادامه داد و این راه تا تحقق آرمان های تغییرناپذیرش، همچنان دنبال خواهد شد.

برچسب ها:

نظرات(۰ دیدگاه)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>