• تاریخ انشار: ۱۴ عقرب ۱۳۹۹
  • سرویس: آئین و اندیشه
  • کد خبر: 30672
  • 44 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • نسخه مخصوص پرینت

ما آنگونه که باید پیامبر (ص) را نشناخته‌ایم/ امروز قرآن و رسول خدا در بین ما مهجور اند/ دشمنان از وحدت ما هراس دارند

dca2d96abd94459d664308d880aa08b3-274x186

خبرگزاری صدای افغان (آوا) –مشهد مقدس: در این کرسی هم‌اندیشی که تحت عنوان فرعی”تحکیم مبانی وحدت بر مبنای سیره عملی پیامبر بزرگ اسلام (ص) و امام جعفر صادق(ع)” برگزار شده بود، حجت‌الاسلام و المسلمین هادی مشیری؛ از اساتید عالی حوزه علمیه خراسان رضوی و حفیظ‌الله سلطانی از شخصیت‌های اهل سنت به عنوان کارشناس حضور داشتند. […]

خبرگزاری صدای افغان (آوا) –مشهد مقدس: در این کرسی هم‌اندیشی که تحت عنوان فرعی”تحکیم مبانی وحدت بر مبنای سیره عملی پیامبر بزرگ اسلام (ص) و امام جعفر صادق(ع)” برگزار شده بود، حجت‌الاسلام و المسلمین هادی مشیری؛ از اساتید عالی حوزه علمیه خراسان رضوی و حفیظ‌الله سلطانی از شخصیت‌های اهل سنت به عنوان کارشناس حضور داشتند. حجت‌الاسلام سیدمحمد هاشمی راستی مسئول دفتر نمایندگی مرکز تبیان در مشهد مقدس به عنوان مجری این کرسیِ هم‌اندیشی سوالات خود را حول موضوع این نشست مطرح نموده و کارشناسان به این سوالات پاسخ می‌دادند. مشروح این کرسی هم‌اندیشی که به صورت سوال و جواب برگزار شد را در ادامه مطالعه خواهید کرد.

 

 

 

سوال)  با سلام. جناب آقای سلطانی لطفا بفرمایید که چه نوع روابطی بین امام صادق (ع) و ابوحنیفه ره برقرار بوده و با توجه به این موضوع و روابطی که بین این دو شخصیت برقرار بوده، در رابطه با وحدت و یکپارچگی جامعه، چطور می‌شود از آنها استفاده کرد؟

 

 

 

پاسخ آقای سلطانی: این که هر دو بزرگوار در یک عصر و زمان می زیستند شکی نیست، ولی روایاتی هست که می گویند حضرت امام اعظم، ابوحنیفه صاحب مذهب حنفی ، (یکی از ۴ مذهب اهل سنت) ، در عصر حضرت امام صادق ع  زندگی می کردند ، جلسه ای یا مباحثه ای یا درسی داشتند، در آن جلسه، حضرت امام صادق ع فرموده بودند که تو اعظم هستی ، البته بحث کارشناسی دینی، مبنی بر این است که هر دو بزرگوار در یک عصر و زمان بودند و بیشتر تحت تعقیب دولت زمان ، مبانی دینی خود را پیش می بردند، مسلمانان از ابتدای تاریخ اسلام تا کنون وحدت داشتند، در بین بزرگواران اختلاف سلیقه وجود داشته، اختلاف عمقی نبوده است، آن‌ها یکدیگر را دوست داشتند و احترام یکدیگر را داشتند و امام صادق ع، اهل بیت رسول اکرم ص اند و امام ابوحنیفه ره صاحب مذهب ما، به اهل بیت ع احترام داشتند، اسلام یعنی اهل بیت ، اهل بیت یعنی اسلام، پس هیچ چیزی جدا نیست و آن ها تا آن جا که ما در جریانیم  مشکلی باهم نداشتند. دو سال رابطه شاگرد و استادی بین امام صادق ع و امام ابوحنیفه برقرار بوده، و محبت های بی حد و حصر ابوحنیفه نسبت به امام صادق ع وجود داشته و رابطه دوستانه و صمیمانه بر مبنای محبت و مودت برقرار بوده و بزرگترین پیامش به جوامع به خصوص جامعه ما کشور افغانستان، وحدت و یکپارچگی بوده است، بزرگواران به وحدت کلمه اعتقاد داشتند.

 

 

 

سوال) بار دیگر شاهد جسارت به ساحت نبی اکرم ص  در بازنشر کاریکاتورهای موهن توسط نشریه شارلی ابدو و حمایت دولت و رئیس جمهور فرانسه بودیم ، به نظر شما مسلمانان باید چکار کنند و حکومت های اسلامی از مجاری دیپلماسی چه اقداماتی را روی دست بگیرند؟

 

 

 

پاسخ آقای سلطانی: ما اگر دم از اسلام می زنیم و شعار ما بحث  اسلام است که هست، الحمدلله یک شعار نیست و یک باور است به رهبر ما توهین  می شود، توهین شدن به رهبر ما به رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم یک شعار نیست، بلکه یک خط قرمز است برای مسلمانان و یک اهانت نا بخشودنی است، این که آن ها در چه عرصه و با چه جراتی چنین اهانتی را به رسول اکرم ص می کنند، این جای بحث و گفت و گو دارد که حکام اسلامی در سراسر کشورهای اسلامی که وجود دارد، چرا ساکت هستند؟ اگر امروز ما بدانیم که مسلمانی در خطر است به عنوان یک شخصیتی که ادعای مقاومت علیه اسرائیلی‌ها را داریم اما ساکت باشیم اینکه به رسول اکرم ص توهین شود و ما خیلی ساکت و آرام باشیم که هیچ اتفاقی نیفتاده، امروز در بسیاری از جاها به نبی اکرم ص  توهین می کنند که ما را بیازمایند و عکس العمل ما را ببینند، همان طور که سری قبل اجرا شد، یک اتحاد یک برنامه تشکیل شد و دنبال آن را نگرفتند، اگر در سری قبل تحریم هایی که امروز در جای جای اسلام گفته می شود، با شدت بیشتری گفته می‌شد، امروز به رسول اکرم ص توهین نمی گردید، ولی برخی کشورهای اسلامی متاسفانه با بزرگترین دشمن اسلام و خط قرمز اسلامی می خواهند دوستی کنند، شما فکر کردید این‌ها بتوانند از #ساحت_مقدس_رسول_اکرم دفاع کنند؟ البته باور مردم مسلمان با مسئولین کشورها فرق می‌کند. مثلا مردم افغانستان در چند روز اخیر به هر ترتیبی که داشت در فضای مجازی و سرک‌ها در ولایات مختلف کشور به میدان آمدند، اما اینکه مسئولین و رئیس جمهورها به میدان نمی آیند بحث دیگری است.

 

 

 

سوال):با توجه به سیره نبی اکرم ص و امام صادق ع با چه روش ها و راهکارهایی می شود #مبانی_وحدت را در جامعه تقویت کرد ؟

 

 

 

پاسخ آقای مشیری :این اتفاقی که این ایام نسبت به نبی مکرم اسلام افتاد، زنگ خطری برای خود ماها بود. ما متاسفانه پیامبر ص را آنگونه که باید معرفی نکردیم ، علتش هم این است که آنگونه که باید ایشان را نشناختیم ، بی تعارف عرض می کنم اگر ما پیامبر را آنگونه که باید می شناختیم هر کدام از ما آنچنان که قرآن می فرماید؛ لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه، باید رفتاری از پیامبر در زندگی هایمان نمود پیدا می کرد، اولین قدمی که امت اسلامی باید بردارند شناخت خود پیامبر ص است ، با شناخت پیامبر ص خیلی از اختلافات و دوگانگی ها برطرف می شود.

 

 

 

پیامبر اولویت ها را در نظر داشت، پیامبر مهمات را در نظر داشت، پیامبر خیلی جاها از حقوق خودشان هم کوتاه می آمد، گذشت می‌کرد اما از حریم ها و خط قرمزهای جامعه اسلامی کوتاه نمی آمد، پیامبر جان مسلمین برایش ارزشمند بود، اگر پای جان مسلمین در میان بود حضرت حاضر بود از مسائل دیگر کوتاه بیاید اما از جان مسلمان کوتاه نمی آمد،  پیامبر  با اینکه در میان جهالی مبعوث شد که آنها گاهی وقت ها اندیشه های خراب خود را سعی می‌کردند بر پیامبر القا کرده و رای پیامبر را به سمت خودشان بکشند اما حضرت نگاه می‌کرد به آن مبانی خودش و با سلم و آرامش آنها را به مسیر حق و درست دعوت می‌کرد، شما نشنیدید کسی از مسلمان بگوید پیامبر با من درگیر شد ، دست روی من بلند کرد با من کتک کاری کرد حتی با مشرکین، این تعبیر قرآن کریم است ” وَجادِلهُم بِالَّتی هِیَ أَحسَنُ ” اگر جدالی هست اگر مناظره‌ای هم هست اگر بحثی هم هست این باید به بهترین نحو ممکن انجام شود.

 

 

 

ببینید در حوزه های علمیه این جدال ها را داریم، این دعوا ها را داریم اما هیچ وقت ندیدیم که شیعه و سنی دست روی هم بلند کنند عمامه از سر هم بلند کنند مشت بهم بزنند، چرا؟ چون مبنا آن جدال احسن است، مبنا آن تفکر  صحیحی هست که برگرفته از سبک پیامبر مکرم اسلام است ما اگر برویم به سمت اینکه اولا تعقل ها را فعال کنیم، عزیزان قرآن می‌فرماید فلسفه بعثت پیامبران این است “یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم” ما پیامبران را فرستادیم تا آن غل و زنجیرها و اسارت هایی که بر دست پای شماست برداریم، خب مگر چند درصد از مسلمانان برده بودند، خیلی از آنها انسانهای حُری بودند کدام غل و زنجیر؟ آن غل و زنجیری که به مغز من و شما زده شده، اگر من و شما ذهن ما ذهن آزادی نباشد ذهن متفکری نباشد  ذهن دنبال مبنا و دنبال خط و مشی درست آن خطی که قرآن کریم برای ما تدوین کرده نباشیم یقینا دچار  چالش می‌شویم.

 

 

 

برادرکشی های امروز برای این است که قرآن بر عکس شده ، قرآن می فرماید انما المومنین اخوه الان بر عکس شده انما المشرکین اخوه شده، مشرکین با هم برادرند بر علیه مسلمین . شما می‌بینید چندین کشور با هم همراه می‌شوند بر علیه فلسطین، با هم همراه می‌شوند بر علیه اردن بر علیه عمان، بر علیه لبنان، بر علیه آذربایجان بر علیه یمن بر علیه افغانستان بر علیه پاکستان، اما مسلمانان چی! به جای اینکه مسلمانان با هم متحد شوند در برابر مشرکین امروز گیر اصلی این است که مشرکین متحد شدند، امروز اتحادیه اروپا بین خودشان آمدند با هم متحد شدند، پرچم واحد، مجلس واحد، ویزا و پاسپورت واحد، شما وارد یکی از این کشور ها وقتی می‌شوید، به یکی از این ۱۱ کشور  بدون اینکه کسی بگوید کجا تشریف می‌برید، این را نداریم، من بار ها خدمت نخبگان جهان اسلام عرض کردم، باید برویم به سمتی که حداقل نخبگان جهان اسلام حداقل بتوانند  بدون پاسپورت کشور خودشان تردد کنند، چه اشکالی دارد، اندیشمندان کشور های پاکستان، افغانستان، آذربایجان راحت بیایند ما بتوانیم برویم و بتوانیم راحت بنشینیم و بتوانیم با هم همفکری کنیم. بدانید هر جا اندیشه رشد کند، درگیری به حداقل خودش می‌رسد.

 

 

 

اسلامی که دارد دستور می‌دهد که آقا شما امت‌های دیگر را دعوت کنید تَعالَوا إِلىٰ کَلِمَهٍ سَواءٍ بَینَنا وَبَینَکُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ …ای پیروان ابراهیم، پیروان عیسی، پیروان موسی، اگر راست می‌گویید و او پیامبر شماست همه‌تان جمع شوید حول یک محور وحدت. أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ …اگر خدا محور بین امت ها و ادیان شد اختلافات می‌رود کنار، آن وقت امت اسلامی همگی‌شان این الله را قبول دارند و ما کسی را که الله را قبول نداشته باشد مسلمان نم‌یدانیم، همه این الله را قبول دارند ولی سر جزئیات با هم دعوا می‌کنند تمام امت اسلامی یعنی قانون اساسی اسلام را قبول دارند. در حالی که ایجاد وحدت میان مسلمین خیلی راحت است اما باز با هم اختلاف می‌کنند.

 

 

 

من و شما خیلی وجه اشتراک بین خود داریم اما چرا این‌ها را گذاشتیم کنار ، چرا  امروز مرزهای ظاهری بین خودمان درست کردیم؟ چرا امروز آمدیم عالمان خود را از هم جدا کردیم؟ علمای افغانستان علمای ایران علمای پاکستان، بیشترین کسی که این وسط بهره می‌برد دشمن است،  نتیجه این است که امروز #اسرائیل میان قلب کشورهای اسلامی قریب به یک قرن حضور پیدا می‌کنند، گفت أللّهُمَّ اشغَلِ الظّالِمِینَ بِالظّالِمِینَ وَ اجعَلنَا مِن بَینِهِم سَالِمِین غانِمین، ولی الان بر عکس شده، اللهم اشغل مسلمین المسلمین و جعل الظالمین بینهم سالمین غالمین! الان او آمده بین مسلمانان نشسته خیلی راحت از جایش تکان نمی‌خورد و پایه اقتدارش را محکم تر می‌کند. مسلمانان هم سر موضوعات کم ارزش و حاشیه ای دعوا می‌کنند باز سیره اهل بیت علیهم السلام را نگاه می‌کنیم می بینیم در میان ادیان اسلامی دنبال چه بود، دنبال اتحاد و وحدت بین مسلمین، تعابیری که از وجود مبارک حضرت امیر المومنین علی علیه السلام، امام مجتبی علیه السلام که حکومت دستشان آمد ابا عبدالله الحسین علیه السلام، امام صادق و امام رضا علیها السلام و تمام اهل بیت علیهم السلام که تاکید می‌کنند شما در تشییع جنازه در عیادت بیماران مذاهب دیگر در نماز جماعت آنها در مجالس آنها شرکت کنید یقینا ثواب می‌برید، نگاه این است افق چه می‌بیند الله تعالی، قرآن و وجود مبارک نبی مکرم اسلام ص  و شما می‌بینید که هرگاه یک مقدار این اتحاد شکل می‌گیرد جهان اسلام می‌تواند با کمترین حرکت سیلی بزند بر دهان یکی از قدرت های جهانی. دیدید که شیعه و سنی آمدند پای کار دفاع از پیامبر با چند تا راهپیمایی، رئیس جمهور یک قدرت اتمی  بگوید اشتباه شده است و من این حرف ها را نزدم. وی مودبانه گفت من غلط کردم اشتباه کردم تسلیم، اگر جهان اسلام با هم متحد می‌شدند ما در این شرایط یک قطره نفت صادر نمی‌کنیم تا اسرائیل را از منطقه برندارید به یک ماه نمی رسید.

 

 

 

ما فقط باید برگردیم به #پیامبر (ص). امروزه بدون رودربایستی عرض کنم دو چیز بین ما مهجور است. یکی قرآن، قرآن می‌گوید:بزرگترین گله پیامبر روز قیامت چی هست؟ (ان قالوا اتخدوا هذا قران مهجوراً)خدا می‌گوید: پیامبر در روز قیامت فریاد می‌زند اینها قران را مهجور گداشته‌اند. امروز باید قرآن را زنده کنیم. دوم پیامبر را زنده کنیم ،الگوی ما پیامبر باشد، برویم به سمت پیامبری به سمت محمدی شدن، آن موقع شما شیرینی اش را می بینید. در اربعین شیعه و سنی پای تکریم فرزند پیامبر(ص) می‌آیند. شیعه می‌گوید امام من،اهل تسنن می‌گویند فرزند پیامبر، همه می آیند، انقدر این اجتماع عظمت پیدا میکند که از ادیان دیگر هم می‌آیند یعنی الله محور می‌شود. همه از باب محبت خداوند متعالی به یک ولی خدا ابا اعبدالله ابراز ارادت می‌کنند. در این جمعیت عظیم نه  اختلافی، نه درگیری، نه کشتاری، نه قحطی و نه غارت هیچ چیز نمی بینیم. اگر این جمعیت عظیم همه محور رفتارشان پروردگار و قرآن باشد، این را هم بدانیم ، عرض کردم پیامبر مهجور است بین ما. قرآن می گوید اگر چیزی شما مسلمانان را ناراحت کند پیامبر غصه می‌خورد. آیا از اینکه بچه مسلمان کشته شود به دست غیر مسلمان ها از اینکه مسلمانان ناموسشان در خطر بیفتد، از اینکه خانه‌ی یک مسلمانی خراب شود، از اینکه مسلمانی کشته شود آیا دل پیامبر درد می‌گیرد یا نمی‌گیرد؟ اگر درد می‌گیرد همه مان تصمیم بگیریم از امروز پیامبر را ناراحت نکنیم، نمی گویم شاد کنیم فقط پیامبر را ناراحت نکنیم. رسول خدا (ص) روی سر ما جا داشته باشد همه فکر و ذهن ما متمرکز باشد در اینکه چه کنیم پیامبر اذیت نشود، آن وقت شما می بیند یک جامعه شیرین، دینی، ارزشمندی خواهیم داشت که هر کس به این جامعه نگاه کند رغبت می کند که در این جامعه زندگی و تنفس کند.

 

 

 

سوال): در ارتباط با هفته وحدت و صلح در افغانستان روند مداکرات صلح را شما چگونه ارزیابی می کنید؟ چه نتایجی به دست می آید؟ تایید فرمایش شما که اصل وحدت اصل دین اسلام است وحدت همان طوری که جناب آقای مزاری و جناب آقای مشیری گفتند ما در جهان اسلام مشترکات خیلی زیاد داریم، از مشکلاتی که داریم یک سر مسائل بسیار ضعیف مجادله کنیم ، مجادله وحدت در بین سنی و شیعه مجادله نیست بلکه یک سوال است ویک پرسش هست و یک بحث دیگر بحث بسیار بزرگتر از انکه ما ذر طول تاریخ مشاهده کردیم اسلام واقعا یک خط واحد است ، خط واحد بوده است که اسلام به این مبنایی که ما می بنیم رسانده است. پیامبر اسلام یک نفر از یک خانواده ای که همه دشمن او بوده اند به جز حصرت ابوطالب خانواده شان با ایشان دشمنی کردن ،تصلحات به وحدت داشتن نیاز به عزت داشتن و حصرت رسول اکرم یکی از بزرگترین پیام شان پیام وحدت بوده است ، پیام وحدت دین ما پیام وحدت است توحید و نبودت و معاد اصل دین است. فکر نکنم در دنیا اسلام کسی خود را مسلمان بکند و از این سه چیز فارغ باشد پس همه مسلمان هستند.

 

 

 

پاسخ آقای سلطانی:صلح نیاز مبرم هر جامعه است، #صلح یک شعار نیست یک ارامش است یک هدفی است که تمام مردم دوست دارند در خانه شان ، در محل و کسب وکارشان و هر کجا که زندگی می کنند در هر خانواده ای که زندگی می‌کنند آرامش داشته باشند. ما مدت ها است که طعم جنگ را می چشیم، چهار دهه است که هر کشوری تلاش می‌کند داخل افغانستان جنگ سیاسی و منطقه ای خود را پیش ببرد و به هر نحوی از جنگ افعانستان سود ببرد. این سودخواهی‌ها باعث شده که ما بیچاره شویم مردم افغانستان آواره و شهید شوند، اسیر بدهیم و از تمام توانمندی هایی که یک کشور دارد با یک ذخایر غنی در اختیار خود دارد محروم بماند. جنگ ابتدایی ما یک جنگ جهاد و مبازره و جهاد و مقاومت بود، جنگی بود که بر علیه اشغال‌گری شد و ولی بعد از آن متاسفانه جنگ‌های قدرت در افغانستان صورت گرفت. در جنگ های قدرت ما هیچ کس بیشتر از غربی ها و شرقی‌ها سود نبردند.

 

 

 

 

 

 

 

دشمنان در حقیقت از وحدت ما می ترسند، اگر وحدت داشته باشیم همه چیز داریم، هر جا که وحدت بوده است پیروزی می‌باشد، هر زمانی که نفاق انداختند شکست هم داشتیم، دشمنان ار نفاق ما سوء استفاده می کنند اما از عزت ما سوء استفاده نمی ‌توانند. عزت ما یک چیزی است که به دست ما و شما رقم نمی خورد، دین اسلام به ما رقم داده است، به تار و پود ما، به وجود ما، به مویرگ های ما، به فطرت ما داده است. ما در این شک نداریم که ما عزت اسلامی داریم اما شیطان‌های بزرگ که به افغانستان می‌آیند بخاطر چه چیزی می‌آیند؟ ما اگر چیزی نمی داشتیم به خدا قسم برای ما جنجال درست نمی کردند، پس ما همه چیز داریم و دنبال این نیستند که صلح به دست بیاورند، آنان یک صلح تقریبی برای ما به وجود می آورند آن هم به خاطر فضای تبلیغاتی و همین بحث انتخاباتی و مسایل دیگر. ولی صلح آرزوی هر افغان است، صلح آرزوی هر خانه است و اگر ما صلح داشتیم عزت هم داشتیم و عزت ما چند برابر می شد و به همه خواسته هایی که داشته باشیم می رسیم. الحمدلله ما امروز در یک کشور اسلامی زندگی می کنیم، امروز باز جای شکر است که فرزندان ما از این نظام اسلامی استفاده می کنند. امروز اولاد مسلمان شما، اولاد افغانستان شما، مردم ما در کشورهای غربی زندگی می کنند به خاطر همین طرح جنگ. آنهایی که در کشورهای غربی زندگی می‌کنند از آنها تقاضا نداشته باشند که مثل فرزندی در کشور اسلامی زندگی می کنند باشند، نخیر! فکر و اندیشه و همه مسایل آنها را می‌گیرند. به هر صورت ان شاءالله یک صلح و آرامش در کشور ما بشود، البته‌ با این جنگ های آخر که من می‌بینم فکر می‌کنم باز هم به چالش بر می‌خوریم، اما امیدوارم خداوند صلح را نصیب جامعه ما بکند.

 

 

 

سوال): اندیشه‌های تکفیری یکی از موانع جدی سر راه وحدت مسلمین است و غول‌های رسانه ای افراطی شیعه و سنی شب و روز گویا هیچ صحبت و منطق دیگری ندارند جز اینکه با سخیف ترین حملات و کلمات همدیگر را تکفیر و تحقیر کنند. این برنامه ها با شدت هم ادامه دارد. شما راه‌های مقابله با اندیشه های تکفیری را در چه چیزهایی می بینید؟

 

 

 

پاسخ آقای مشیری) انسانی که جاهل شد، یا افراط می‌کند یا تفریط. اگر این ها اهل اندیشه بودند،حرف های سخیفی را که گاهی وقت انسان می شنود، از دهان آن ها بیرون نمی آمد و بخاطر اعتقادات غلط شان، جان ارزشمند و آبروی انسان ها و ناموس انسان های مسلمان را حراج نمی کردند. اگر ما به گذشته هم برگردیم می بینیم که در سیره سَلَف مسلمین ، اندیشه تکفیر نداشتیم، نه در میان خلفا و نه در میان اهل بیت علیهم  السلام، این اندیشه تکفیر وجود نداشته است. آنچه امروز تحت عنوان اندیشه تکفیر مطرح می شود، در هر دو جهت ، چه تکفیری سنی و چه تکفیری شیعه پایگاه هردو در کشورهای اروپایی است.  هم تکفیری سنی و هم تکفیری شیعه را انگلیس تامین می‌کند. هم تکفیری شیعه و هم تکفیری سنی را در آمریکا، آمریکا تامین می‌کند.

 

 

 

چند سال پیش ایران توانست کانال ماهواره‌‌ای یکی از شبکه های تکفیری شیعه را مورد آسیب قرار بدهد و تعطیل شد. ما با کمال تعجب دیدیم که یکی از شبکه های تکفیری اهل تسنن از این شبکه دفاع کرد. تا دیروز به هم فحش می دادند، حالا از آن دفاع می کند! تو چرا دفاع می‌کنی! بعدا معلوم شد این یک کار مشارکتی پنجاه، پنجاه است، من فحش می دهم که تو هم فحش بدهی تا مخاطب پای تلویزیون ما جذب شود. اگر شما فحش ندهی ما به چه کسی فحش بدهیم؟ انگار هر روز صبح در اتاق فکر می نشستند و تقسیم کار می کردند، در تعاملات‌شان با هم صمیمی و در عین حال در بیرون جامعه مسلمین را به جان هم می‌انداختند. یک نکته را خدمت‌تان عرض کنم، در دنیای غرب ، علی رغم اینکه شعار آزادی بیان می دهند و قائل به سکولاریسم هستند ، اما به شدت نسبت به اعتقادات مسیحی خودشان،آن هم مسیحیت صهیونیسم پایبند هستند.

 

 

 

چند سال پیش در مصر، بین یکی از قبایل مسلمان و مسیحی درگیری قبیله ای صورت گرفت، کلیسا بیانیه ای داد که مسلمان ها دست از کشتار مسیحی ها بردارند. در روستایی پنجاه تا فامیل مسلمان بودند و پنجاه تا فامیل مسیحی بودند، با هم دعوا کردند، این درگیری جهان مسیحیت و اسلام نیست.  کشورهای اروپایی بیانیه دادند که جان مسیحی ها در کشورهای اسلامی در خطر است. شما که می گفتید لائیک هستید شما که می گفتید این اعتقادات را ندارید، شما که می گفتید به مذهب کار ندارید شما که می گفتید آزادی بیان، چه شد؟ آنها منتظر کمترین فرصت هستند برای آسیب زدن به جامعه اسلامی. آقایان و خانم‌ها ما باید امروز این بدن اصلی و پیکره جامعه اسلامی را مراقب باشیم. گاهی وقت‌ها هم حرفای غلطی سر زبان ها می اندازند. آقای دکتر ولایتی در جایی می‌گفتند که یکی از علمای عزیز اهل تسنن پاکستان دائم در خطبه های نماز جمعه نسبت به جامعه اسلامی اظهار نظر منفی می‌کرد . در یکی از این همایش های تقریب مذاهب ایشان را بردیم ایران خدمت حضرت امام، من به امام گفتم آقا ایشان خلاصه همان فلانی هست که در هر خطبه نماز جمعه یک طعنه ای بقول ما یک نیشی به جمهوری اسلامی می‌زند. حضرت امام خیلی عادی احوال شان را پرسیدند و فرمودند چه خبر و چکار می کنید و رابطه شما با ما چگونه است ؟ گفت شما انقلاب شیعی راه انداختید. -نگاه حضرت امام را ببینید- امام فرمودند:شما یک انقلاب سنی راه بنداز ما قول می‌دهیم شما را حمایت کنیم، برای ما مهم است که یک انقلاب اسلامی در دنیا راه بیفتد.

 

 

 

حضرت امام همیشه شعارش همین بود. نگفت اسلام ناب جعفری، اسلام ناب رضوی، اسلام ناب علوی، فرمود اسلام ناب محمدی صلی الله و علیه و آله و سلم؛ چون اگر این اسلام ناب نبوی وسط میدان حاکم بشود این اختلافات هم از بین می رود. اگر اسلام حاکم نشود دشمن هر روز از این جامعه اسلامی بهره می‌گیرد. شما تصور کنید داعش در سوریه بیش از شیعیانی که در سوریه کشت از علمای اهل تسنن کشت. این اندیشه تکفیری، یعنی هر عالم اهل تسننی که با مکتب و فکر این‌ها همراهی نداشت می زدند می کشتند. هر اندیشمندی که فکر آنها را قبول نداشتند می کشتند. جریان های خبیثی که اصلا پایبند به کمترین تعابیر قرآن کریم جدال احسن و به تعبیر ما مجادله صحیح نیستند. اینها آمدند و مدعی تفکر شدند. بالا تر از این که نیست. قرآن به پیامبر مکرم اسلام چه می گوید : وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْلَمُونَ …اگر یکی از مشرکین آمد و گفت آقا می خواهیم با شما حرف بزنیم شمای پیغمبر کار به کار آنها  نداشته باش بگذار بنشیند حرف هایش را بزند، با هم گفتگو کنید حتی یسمع کلام الله وقتی هم که حرف هایش تمام شد و خواست ایمان بیاورد قدم شان روی چشم و اگر نخواست ایمان بیاورد بگویید برو بسلامت. خب پیامبر با همین روش کلی مسلمان تربیت کرد. آیا این روش اگر باشد دنیا به اسلام روی می آورد یا روش قتل و غارت و این جنایاتی که بعد آدم نگاه می کند می‌بیند سر و ته ندارد .  فقط کسی که مقابل او ایستاده شمشیر کشیده را نمی‌کشد می گوید همسرش را هم بکش، بچه شان را بکش، ناموس شان را هم بی ناموس کن، اموال شان را هم از بین ببر و جنازه شان را هم مسلخ کن، اتفاقاتی که اصلا در اسلام نهی شده است.

 

 

 

امروز هم اگر همان فرمایشات نورانی پیامبر سر لوحه کار شود دیگر نمی‌تواند یک جریان سخیفی بیایید و چه در شیعه و چه در اهل سنت خودش را به عنوان مدعی اندیشه تکفیر و کافر دانستن دیگران این وسط مطرح کند. این اندیشه صددرصد باطل است برای اینکه ما معتقدیم هر کس بگوید لا اله الا الله و محمد رسول الله مسلمان است و خون او بر ما محترم و حفظ اش واجب و جان و ناموس و مال آن بر ما محترم و حرمت او حتی از کعبه بالاتر. این نگاه، نگاه پیامبر یک نگاهی مقابل این نگاه است یا نگاه پیامبر و الهی را داریم یا نگاه شیطانی داریم. نگاهی که مقابل نگاه و اندیشه پیامبر باشد هیچ نگاه الهی، رحمانی و انسانی نیست بلکه صد در صد نگاه شیطانی است.

 

 

 

سوال): جناب آقای سلطانی ، خیلی از کشورهای عربی به دنبال به رسمیت شناختن و عادی سازی روابط با صهیو نیستی ها هستند. با توجه به اهمیت قدس شریف و جایگاه قرآنی بیت المقدس و از طرفی قتل عام مسلمین توسط اسرائیل غاصب ، واقعآ مسلمان‌ها در شرایط فعلی چه وظایفی دارند، در قبال این کشورهایی که به دنبال عادی سازی روابط با اسرائیل هستند، وحکام کشورهای اسلامی با چه رویکردی به این موضوع باید بپردازند ؟

 

 

 

پاسخ آقای سلطانی): سوال بسیار خوب و به جایی است. ما یک قبله اول مسلمین #بیت‌المقدس را داریم. یعنی یک جای مقدس ،این چنین جایی ،زیر پای دشمن مسلمین اسلام باشد وچه کسی می‌تواند انکار کند که این چنین ظلمی نیست در فلسطین، اسرائیلی ها از چه حربه هایی استفاده نکردند ، در طول زمان در دو فتح توسط مسلمان‌ها. بیت المقدس آزاد شد بعد از آن زمان دشمن سازی وتفرقه به شدت انجام می‌شد. تعجب می‌کنم از حکام اسلامی که آیا خوابند، آیا مسلمان هستند؟ مدعی بودن به اسلام با مسلمان بودن واقعی خیلی تفاوت دارد. ما و شما که انسان‌های عادی جامعه هستیم از اتفاقات بیت المقدس آگاه می‌شویم قلب ما خدشه دار می‌شود و دوست داریم همدردی کنیم وکاری برای رهایی بیت المقدس از این شرایط انجام دهیم .اما حکام اسلامی متاسفانه هیچ کاری انجام نمی‌دهند. با آدرس دین حرکت می‌کنند و ما را بیچاره می‌کنند،این جای ننگ است وهیچ مسلمانی در هیچ جای دنیا با چنین روابطی موافقت ندارد، سیطره قدرتی که در دست حکام است در دست مردم نیست وحکام باید کاری کنند، باید در این هفته وحدت و رحمت ، مسلمان‌ها وحدت واقعی را نشان دهند از اختلافات پرهیز کنند، در سرتاسر جهان مسلمان‌ها باید برنامه وحدتی باهم داشته باشند. اگر این طور بود اسلام قوی خواهد بود و یهودیت ومسیحیت نمی تواند بر مسلمان‌ها حکومت کند. همانطور که حضرت امام فرمودند ان شالله اسرائیل همچون ریختن سطل آب از میان برداشته خواهد شد و روزی برسد که فلسطینی ها به کمک مسلمانان جهان اسرائیل را از صحنه روزگار محو کنند .

 

 

 

سوال): جناب مشیری از آنجایی که شما مسافرت‌هایی به داخل افغانستان داشته اید  و شناختی از جامعه افغانستان دارید و از آنجایی که مذاکرات صلحی در افغانستان جریان دارد و با توجه به نظر شما عامل مفید و موثر صلح و ثبات در افغانستان ایجاد وحدت است، وحدت مردم افغانستان را چه طور ارزیابی می‌کنید؟

 

 

 

پاسخ آقای مشیری): مردم افغانستان را مردمی آرام ،فهمیده ، مهربان ، مردمی که دوست‌دار آرامش و رفاقت صمیمی بین خودشان هستند دیدم. در این مدت سفرم من ندیدم در تمام کابل درگیری بین دو نفر ندیدم، عامه مردم دوست‌دار آرامش وصلح اند ، آنچه که باید اتفاق بیفتد میان دولتمردان است ، دولت‌مردان باید پدری کنند .بحث اسلام بحث قومی و قبیله ای نبوده و بحث دیگری است .  ان شاءالله زمانی برسد که حکام و دولتمردان به این باور برسند که اشتباه می کنند و اشتباه آنان برچیدن اسلام نیست بر چیدن خود آنان است. زیرا اسلام صاحب ولایت است، هر کس راه دین را برود ثابت قدم می شود.  باید همه مان پدرانه نگاه کنیم، اگر پدرانه نگاه کردن میان دولت‌مردان واجب بشود باور کنید افغانستان هرچند کشوری است که ظاهرا در نگاه اول چیزی ندارد، اما وقتی انسان دقت می کند می‌بیند که از کف خیابان هایش می شود طلا استخراج کرد. حالا گاهی فلز طلا گاهی اندیشه های طلایی ، شما متفکران بزرگی از این سر زمین می‌بینید و امروز این شخصیت ها رانده کشورهای دیگر می‌شوند و در این مهاجرت ها ، استعدادها ، مظلومیت های آنان از بین می‌رود، چرا که این استعدادها فقط مال افغانستان نیست مال جهان اسلام است همه باید دنبالش باشیم و از ان استفاده کنیم. همچنین دعا می‌کنم که ان شاءالله روزی هم برسد که فلسطینی‌ها اسرائیل را به کمک #مسلمانان از جهان محو کنند.

برچسب ها:

نظرات(۰ دیدگاه)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>