• تاریخ انشار: ۲۰ قوس ۱۴۰۰
  • سرویس: سیاسی
  • کد خبر: 31371
  • 60 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • نسخه مخصوص پرینت

سیاست مرکز تبیان تعامل با طالبان است/ لزوم استفاده از افراد خلاق و شایسته در حکومت/ آنان که همواره به دنبال محافظه‌کاری بودند اکنون از کشور متواری‌اند

حسینی مزاری که در جلسۀ درون سازمانی در دفتر مرکزی مرکز تبیان در کابل صحبت می‌کرد، با خاطرنشان کردن این مطلب که طالبان جزوی از واقعیت کشورمان هستند، گفت: من جدّا معتقدم که بایستی با این حکومت تعامل صورت بگیرد و همۀ اقوام و پیروان همۀ مذاهب در کنار هم قرار بگیرند و در راستای شکوفا ساختن افغانستان و در جهت پیشرفت اقتصاد و فرهنگ و امنیت نظام کار جدی روی دست گرفته و عناصر خلاق و شایسته را ترقی دهند تا در رأس حکومت و مسوولیت‌های حکومتی قرار بگیرند.

خبرگزاری صدای افغان (آوا) –کابل: اولین جلسه درون سازمانی مسئولین، پرسنل و برخی اعضای فعال دفتر مرکزی مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان در فصل جدید کاری پس از استیلای طالبان بر افغانستان با عنوان “شهدا و راهی که فرا می‌خوانند” با حضور رهبری و جمعی از مسئولین، پرسنل و اعضای مرکز تبیان و خبرگزاری آوا در دفتر مرکزی مرکز تبیان در کابل برگزار شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعیسی حسینی مزاری در ابتدای این جلسه با اشاره به سه دهه فعالیت مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان و دو دهه فعالیت خبری خبرگزاری صدای افغان (آوا)، کارهای این دو جریان فرهنگی، فکری و رسانه‌ای را طی این مدت بسیار اثرگذار دانست و بر ادامه‌ی فعالیت آنها در عرصه مبارزات اسلامی و مجاهدات دینی و فرهنگی تاکید کرد.

وی با بیان اینکه اگر جنبش طالبان طی دو دهه گذشته به گفته خودشان در برابر آمریکا جنگیده و مبارزه کرده‌اند، مرکز تبیان و مجموعه‌ای از فعالان فکری و فرهنگی خارج از مرکز تبیان نیز در شهرهای بزرگ و کوچک، مبارزه بسیار جدی علیه آمریکا داشته‌اند، خاطرنشان کرد: اگر امروز آمریکا از افغانستان تحقیرشده بیرون می‌شود نتیجه مبارزات مردم ما در سنگرهای گرم و سرد و همچنین نرم و سخت است به گونه‌ای که آنان نه تنها از افغانستان سرافکنده بیرون شده و اخراج شدند، بلکه اکنون در منطقه و دنیا نیز به عنوان یک قدرت پوشانی و سرشکسته شناخته می‌شوند.

حسینی مزاری ادامه داد: اگر چه ما در این مبارزات علیه آمریکا بهترین عزیزان خود را و بزرگ‌ترین شخصیت‌های فکری و فرهنگی‌مان را از دست دادیم، اما منفعت بزرگ‌تری بدست آوردیم که عبارت است از بی‌آبرویی آمریکا و تمام کشورهای غرب و سرشکستگی تمام غربی‌ها در افغانستان.

رئیس مرکز تبیان با اشاره به فضای سیاسی جدید کشور و روی آمدن طالبان و تشکیل حکومت، بر آغاز فصل تازه‌ای از فعالیت‌های فکری و فرهنگی تاکید نموده و گفت: کشور در دوران حکومت قبلی زیر سایه کفر و نفاق و تکنوکرات‌های متبذل بود؛ اما در شرایط فعلی بایستی با در نظر گرفتن رویکردها و اولویت‌های مهم کاری‌، فعالیت‌ها را در پیش گرفته و به عنوان شمع‌های فروزان جامعه افغانستان روشنگری نموده و هادی و رهبر و هدایت‌کنندۀ مردم باشیم.

حسینی مزاری در ادامه، کار فکری و فرهنگی و رسانه‌ای را اولویت اصلی مرکز تبیان در گذشته و حال دانست و گفت: از همان سه دهه قبل که ما اقدام به تاسیس مرکز تبیان کردیم این ضرورت را درک کردیم که گرۀ کور مشکلات جامعه افغانستان، عدم آگاهی و بیداری است. ما در سطح جامعه‌مان مشکل آگاهی و بیداری را داریم و جهل به صورت فراگیر در سطح جامعه وجود دارد، از رهبران گرفته تا عموم مردم بگونه‌ای که جنگ‌های داخلی و قتل‌ها و ترورها و مشکلات اجتماعی در زمان جهاد همه ناشی از جهل عمومی بود.

این آگاه مسایل سیاسی با عنوان اینکه هرچند مجاهدین اصیلی در صحنه چهارده سال جهاد علیه شوروی حضور داشتند و جهاد حقیقی صورت پذیرفت، اما خاطرنشان کرد: اگر به صورت عموم در جهاد خلوص وجود می‌داشت و کارهای درست انجام می‌شد، قطعا جهاد ۱۴ سال طول نمی‌کشید و در همان روزهای اول یا ماه‌های اول یا نهایتا سال‌های ابتدایی کار متجاوزین خاتمه پیدا می‌کرد و طومارشان پیچیده می‌شد و از افغانستان اخراج می‌شدند؛ ولی این روند چهارده سال طول کشید.

رئیس مرکز تبیان ادامه داد: وقتی مجاهدین پس از ۱۴ سال پیروز شدند و افغانستان را گرفتند و شوروی‌ها و کمونیست‌ها رفتند؛ حالا باید همه دست به دست هم می‌دادیم و متحدانه به فکر آب و نان و امنیت و رفاه و آسایش مردم و به فکر ایجاد زیرساخت‌های اقتصادی و ساختمان‌سازی و استخراج معادن و شکوه‌مندی تجارت و شکوه اقتصادی مردم می‌بودیم، اما متاسفانه چنین رویکردی از جانب رهبران و مجاهدان اتخاد نشد و شروع کردند به جنگ‌های داخلی و در کابل خرابی به بار آوردند به نحوی که در طول چهارده سال جهاد و حتی حاکمیت کمونیست‌ها در افغانستان، چنین خرابی به وجود نیامده بود.

بنابراین، حسینی مزاری عامل اول و اصلیِ ناهنجاری‌ها و مشکلات و معضلات افغانستان را عوامل داخلی دانست و گفت: مشکلات افغانستان از ناحیه اشتباهات من و شما و سایر رهبران و مردم بوده است. در غیر آن اگر ما سفره را پهن نمی‌کردیم و اگر فضا را آماده نمی‌ساختیم برای تجاوز غرب؛ مگر آمریکا جرأت داشت که بیاید به افغانستان تجاوز کند؟ مگر سایر کشورهای غربی جرأت داشتند که به افغانستان هجوم بیاورند؟

وی در تکمیل مطلب فوق افزود: ما در طول چهارده سال جهاد خودمان را نساختیم و پالایش نکردیم، خود را خدایی نساختیم، در کنار جبهه حق قاطعانه ایستاد نشدیم و در برابر باطل قرار نگرفتیم، لذا سفره فراهم شد و امریکایی‌ها چنگ و دندان تیز کردند و به بهانه‌ی حملات یازده سپتامبر تجاوز کردند و بیست سال افغانستان را تحت سلطه خود گرفتند و با همکاری تکنوکرات‌های رذل و عوامل مزدوری که در افغانستان داشتند بیست سال در حق مردم ما جفا و خیانت کردند.

حسینی مزاری در بخش دیگری از سخنان خود، فعالیت‌های اقتصادی برای مردم را اولویت مهم دیگر عنوان کرد و گفت: امروز بالای ۹۰ درصد جامعه ما گرفتار معضلات اقتصادی است. ما صرفا از حکومت توقع نداشته باشیم که به وضعیت اقتصادی ما رسیدگی کند. در گذشته احزاب و سازمان‌ها و حتی حکومت برای کارهای مخصوصِ به خود و رشد و ترقی خودشان کارهای اقتصادی داشته‌اند اما در رابطه با رشد اقتصادی عمومی مردم کار خاصی صورت نگرفته است. هیچ فردی، هیچ جناحی، هیچ حزبی و هیچ سازمانی در این رابطه کار اصولی انجام نداده است. اگر ما مردم در راستای رشد اقتصادی خود و مردم خود کار نکنیم، شما مطمئن باشید که صدها سال دیگر هر حکومت دیگری که بیاید حتی اگر بخواهد نیز این توان را ندارد که به تنهایی کاری بکند.

رئیس مرکز تبیان در ادامه، تعامل طالبان نسبت به مردم بخصوص شیعیان را تعاملی مثبت و قابل توجه دانست و اظهار کرد: طالبان اکنون برخلاف آن حکومت پنج ساله‌شان تعامل خیلی خوب و محترمانه‌ای با شیعیان داشته‌اند، اما برای تامین یک سری خواسته‌ها و مطالبات در کشور باید در صحنه بود و حضور داشت و مبارزه کرد و این مطالبات را به صورت منطقی و انسانی مطرح کرد و پیگیری کرد.

وی افزود: حالا ممکن است که برخی از مطالبات ما بدست نیاید، اما بدست نیامدن این مطالبات به معنای جنگ و درگیری نیست و ما جدّا مخالف جنگ و مخالف مطرح کردن هرگونه بحث مقاومت و غیر مقاومت و امثال این‌ها هستیم. نخیر! ما می‌خواهیم در همین کشور حضور داشته باشیم و با همین طالبان و با همین رویکردی که فعلا دارند با همین ظاهرشان تعامل کنیم.

حسینی مزاری با اشاره به اینکه افغانستان کشور ما بوده و طالبان نیز بخشی از واقعیت‌های موجود جامعه‌ و جزوی از مردم افغانستان‌اند و سیاست مرکز تبیان نیز تعامل با طالبان و تعامل با حکومت است، خاطرنشان کرد: بنده بدون اینکه تاکنون به دنبال طالبان رفته باشم و بدون اینکه درِ کدام طالب را زده باشم، اما جدّا معتقدم که بایستی با این حکومت تعامل صورت بگیرد و همه اقوام و پیروان همه مذاهب در کنار هم قرار بگیرند و در راستای شکوفا ساختن افغانستان و در جهت پیشرفت اقتصاد و فرهنگ و امنیت نظام کار جدی روی دست گرفته و عناصر متخلق حقیقی مستحق را بالا بیاورند تا در راس حکومت و مسوولیت‌های حکومتی قرار بگیرند.

مشروح سخنان مهم حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعیسی حسینی مزاری در این جلسه به شرح ذیل است:

اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین ثم الصلاه و السلام علی سیدنا محمد و آله الاطیبین.
مرکز تبیان در دوازده سنبله امسال ۳۰ ساله شد و خبرگزاری صدای افغان آوا هم در ۲۶ حوت امسال ۲۰ ساله می‌شود. این دو جریان فرهنگی، فکری و رسانه‌ای طی این مدت کار بسیار شایسته و اثرگذاری انجام دادند و قطعاً در عرصه مبارزات اسلامی در صدر مبارزات و مجاهدات قرار داشته‌اند.
من چند روز قبل یک پست نوشته بودم که اگر جنبش طالبان به گفته خودشان در برابر آمریکا جنگیدند و مبارزه کردند، مرکز تبیان و مجموعه‌ای از فعالان فکری، فرهنگی خارج از مرکز تبیان و خبرگزاری صدای افغان آوا هم در شهرهای بزرگ و کوچک، مبارزه بسیار جدی علیه آمریکا داشتند. امروز اگر آمریکا از افغانستان تحقیرشده بیرون می‌شود نتیجه مبارزات مردم ما در سنگرهای گرم و سرد و همچنین نرم و سخت است به گونه‌ای که آنان نه تنها از افغانستان سرافکنده بیرون شده و اخراج شدند، بلکه اکنون در منطقه و دنیا نیز به عنوان یک قدرت پوشانی و سرشکسته محسوب می‌شوند.

شخصیت‌های زیادی به شهادت رسیدند ولی دستاورد بزرگ اخراج آمریکا از کشورمان به دست آمد.
امروز نتیجه‌ی حاصله از زحمات مردم ما دستاورد بزرگی برای ما و خون‌های شهدایی است که ریخته شده بخصوص شهدای انفجار و ترور در مساجد و حسینیه‌ها و در همین‌جا و همین مکان که تاثیرگذاری‌اش همین بود که امروز بزرگ‌ترین قدرت جهان خجل‌زده از افغانستان بیرون می‌شود و در سطح دنیا سرافکنده می‌شود. اگر چه ما بهترین عزیزان خود را و بزرگ‌ترین شخصیت‌های فکری و فرهنگی خود را از دست دادیم اما منفعت بزرگ‌تری بدست آوردیم که عبارت است از بی‌آبرویی آمریکا و تمام کشورهای غرب و سرشکستگی تمام غربی‌ها در افغانستان.

اعضای تشکیلات مرکز تبیان و خبرگزاری آوا در سخت‌ترین شرایط در صحنه حضور داشته‌اند.
امیدوار هستیم که خدای متعال برای ما توفیق عنایت کند تا بتوانیم راه این شهدا را به درستی پی بگیریم و ادامه‌دهنده این راه باشیم. البته تمام همکاران و عزیزان ما تاکنون در این راه بوده‌اند و سرسختانه هم حضور داشته‌اند و شرایط بسیار سخت و دشواری را نیز بخصوص در طول بیست سال گذشته و در زیر سایه کفر و نفاق و الحاد و ابتذال تحمل کردند و مردانه ایستادند مبارزه و جهاد کردند و نباید فراموش کرد که قبل از سقوط و در شب‌های سقوط ولایات افغانستان نیز فعالیت‌های این عزیزان تعطیل نشد و بعد از سقوط کشور هم باز فعالیت‌های ما نه تنها تعطیل نشد بلکه تقریباً می‌توان گفت که تنها تشکیلات فکری، فرهنگی و رسانه‌ای بود که همچنان در صحنه حضور داشته و حتما ان‌شاءالله در آینده نیز در صحنه حضور خواهد داشت. لذا وظیفه خود می‌دانم از همه خانم‌ها و آقایانی که در این مسیر یاری‌گر ما بودند و در عرصه حضور داشتند تشکر و تقدیر به عمل آورم. حالا هر چند مناسب است که من تک‌تک عزیران را نام بگیرم ولی می‌ترسم که بعضی از دوستان از قید قلم بیافتند و سوءتفاهم پیش بیاید. به صورت کلی به همین مقدار تشکر و تقدیر اکتفا می‌کنم و قطعاً شکرگذار و قدردان اصلی این عزیزان خود خداوند متعال و ائمه معصومین (ع) و به ویژه حضرت امام زمان (عج) خواهند بود.

قطعا بعد از سقوط به اصطلاح جمهوریت و آمدن طالبان و تشکیل حکومت، فصل تازه‌ای از فعالیت‌ها آغاز می‌شود. فصل قبلی زیر سایه کفر و نفاق و تکنوکرات‌های متبذل بود؛ اما در شرایط فعلی ما بایستی قطعا با در نظر گرفتن رویکردها و اولویت‌های مهم کاری‌مان فعالیت‌های خود را پیش بگیریم که ان‌شاءالله با توجه به این اولویت‌ها همه‌ همکاران و همه عزیزان باید در صحنه باشند و این موارد را به صورت جدی پیگیری کنند و به عنوان شمع‌های فروزان جامعه افغانستان به پیش بتازند و روشنگری کنند و هادی و رهبر و هدایت‌کننده جامعه افغانستان باشند.


کار فرهنگی و رسانه‌ای اولویت اول فعالیت‌هاست.
مهم‌ترین و اولویت‌دارترین کاری که فعلا مطرح است که البته در گذشته هم مطرح بوده و تا حالا هم ما بر همان اساس عمل کرده‌ایم؛ کار فکری، فرهنگی و رسانه‌ای است. از همان ابتدا که ما اقدام به تاسیس مرکز تبیان کردیم این ضرورت را در ۳۰ سال پیش درک کردیم که گرۀ کور مشکلات جامعه افغانستان، عدم آگاهی و بیداری است. ما در سطح جامعه‌مان مشکل آگاهی و بیداری را داریم و جهل به صورت فراگیر در سطح جامعه وجود دارد، از رهبران گرفته تا عموم مردم. در زمان جهاد، جنگ‌های داخلی و قتل‌ها و ترورها و مشکلات اجتماعی، همه ناشی از جهل عمومی بود.

جهل شخصیت‌ها و مردم در دوران جهاد، مصایب زیادی به بار آورد.
ممکن است شخصیت‌های بزرگ دینی دست به جنگ‌های داخلی زدند و حتی فتوا دادند و فرمان دادند برای جنگ‌های داخلی. نفس همین فتوا از طرف بالاترین مرجع علمی و فقهی، خودش نشانگر جهل همین افراد و شخصیت‌ها بود وگرنه هیچ آدم عاقلی در درون اجتماع و در بین خود اقدام به برادرکشی و تخریب و قتل نمی‌کند. در زمان جهاد کشتارهایی به صورت فجیع صورت گرفته و انسان‌ها به گونه‌ای به قتل رسیده‌اند که حالا شاید شما حتی از طریق داعش یک‌چنین قتل‌ها و کشتارها را نشنیده و یک‌چنین فیلم‌ها و تصاویری را اصلا ندیده باشید و شاید نامش را هم نشنیده باشید که یک گروه جهادی و یک شخص جهادی و یا یک رهبر جهادی در رابطه با مخالف خود چگونه اقدام می‌کردند و چگونه می‌کشتند و چگونه قطاع‌الطریقی می‌کردند. متاسفانه ما طی چهارده سال جهاد شاهد چنین تحولات و مسایلی بودیم.

اگر جهاد افغانستان کاملا خالصانه بود ۱۴ سال طول نمی‌کشید.
اگر چه زحمات کسانی که خالصانه جهاد کردند، کسانی که خالصانه در صحنه بودند کار کردند و زحمت کشیدند قطعا نایده گرفته نمی‌شود، نه خدا نادیده می‌گیرد و نه حافظه تاریخی و نه حافظه مردم، چرا که آنان می‌دانند مجاهدین اصیل در صحنه چهارده سال جهاد حضور داشتند و جهاد حقیقی انجام شد و نتیجه جهاد همین‌ها بود که شوروی‌ و کمونیست‌ها در افغانستان شکست خوردند؛ اما اگر به صورت عموم در جهاد خلوص وجود می‌داشت و کارهای درست انجام می‌شد، قطعا جهاد ۱۴ سال طول نمی‌کشید و در همان روزهای اول یا ماه‌های اول یا نهایتا سال‌های ابتدایی کار متجاوزین خاتمه پیدا می‌کرد و طومارشان پیچیده می‌شد و از افغانستان اخراج می‌شدند؛ ولی این روند چهارده سال طول کشید.

عامل اصلی جنگ‌های داخلی و تخریب زیرساخت‌ها “جهل عمومی” بود.
می‌توان گفت جنگ‌های بعد از پیروزی مقابل شوروی، نشانگر جهل در سطح عموم است. مجاهدین پیروز شدند و افغانستان را گرفتند و شوروی‌ها و کمونیست‌ها رفتند؛ حالا باید همه دست به دست هم می‌دادیم و متحدانه به فکر آب و نان و امنیت و رفاه و آسایش مردم و به فکر ایجاد زیرساخت‌های اقتصادی و ساختمان‌سازی و استخراج معادن و شکوه‌مندی تجارت و شکوه اقتصادی مردم می‌بودیم، اما متاسفانه چنین رویکردی از جانب رهبران و مجاهدان اتخاد نشد و شروع کردند به جنگ‌های داخلی و در کابل خرابی به بار آوردند به نحوی که در طول چهارده سال جهاد و حتی حاکمیت کمونیست‌ها در افغانستان، چنین خرابی به وجود نیامده بود. این خرابی‌ توسط جهل و نفهمی ما صورت گرفت. این مشکلات به دنبال عدم درک ضرورت‌های سیاسی و اجتماعی ما به وجود آمد و موجب تخریب کشور و سپس آمدن طالبان و بعد از آن نیز تجاوز آمریکا به افغانستان و حضور بیش از چهل کشور غربی با بیش از ۱۵۰ هزار عسکر و خرج میلیاردها دالر در عرصه‌های نظامی و فرهنگی گردید. اینها همه ناشی از  مشکلات درونی خود ما است.

خود ما بستر و فضا را برای تجاوز آمریکا به افغانستان فراهم کردیم.
بنده معتقدم که عامل اول و اصلیِ ناهنجاری‌ها و مشکلات و معضلات افغانستان، داخلی است و از ناحیه اشتباهات من و از ناحیه اشتباهات شما و از ناحیه اشتباهات سایر رهبران و مردم بوده است. در غیر آن اگر ما سفره را پهن نمی‌کردیم و اگر فضا را آماده نمی‌ساختیم برای تجاوز غرب؛ مگر آمریکا جرأت داشت که بیاید به افغانستان تجاوز کند؟ مگر سایر کشورهای غربی جرأت داشتند که به افغانستان هجوم بیاورند؟ افغانستانی که انگلیسی‌ها را شکست دادند –اولین بار افغانستان بساط امپراطوری انگلیس را از منطقه جمع نمود- پاکستان اگر پاکستان شد، هندوستان اگر هندوستان شد و سلطه ظاهری انگلیس اگر جمع شد، توسط جهاد مردم افغانستان بوده است.

ما از اشتباهات گذشته عبرت نگرفتیم.
اما باید پرسید که چطور می‌شود یک چنین کشوری و یک چنین مردمی باز مورد تهاجم شوروی‌ها قرار می‌گیرد، شوروی‌ها را شکست می‌دهد، اما در ادامه غربی‌ها چطور به خود جرأت دادند که در کشوری مثل افغانستان با وجود چنین دلاورمردانی حضور پیدا کنند؟ پاسخ روشن است! بخاطر اینکه ما از اشتباهات گذشته پند نگرفتیم، اشتباهاتی که در زمان مبارزه با انگلیس‌ها داشتیم، از آن اشتباهات پند نگرفتیم، خود را مستحکم و منسجم نکردیم، لذا زمینه برای کودتای کمونیست‌ها و سپس تجاوز شوروی‌ها فراهم گردید.

حضورِ بیست سالۀ غربی‌ها و سلطۀ کفر و نفاق بر افغانستان ناشی از اشتباهات و جهل و نفهمی خود ما بود.
ما در طول چهارده سال جهاد خودمان را نساختیم و پالایش نکردیم، خود را خدایی نساختیم، در کنار جبهه حق قاطعانه ایستاد نشدیم و در برابر باطل قرار نگرفتیم، لذا سفره فراهم شد و امریکایی‌ها چنگ و دندان تیز کردند و به بهانه‌ی حملات یازده سپتامبر تجاوز کردند و بیست سال افغانستان را تحت سلطه خود گرفتند و با همکاری تکنوکرات‌های رذل و عوامل مزدوری که در افغانستان داشتند بیست سال در حق مردم ما جفا و خیانت کردند. اما این عوامل مزدوری که زمینۀ آمدن آمریکایی‌ها را فراهم کردند کجایی بودند؟ آیا اینها از آسمان بی‌ریسمان به افغانستان پایین شده بودند؟ خیر! از همین مردم بودند و در کنارش اشتباهات مومنین و مسلمان‌ها باعث شد که این مشکل و معضل به وجود بیاید. حضورِ بیست سالۀ غربی‌ها و سلطۀ کفر و نفاق بر افغانستان ناشی از اشتباهات و جهل و نفهمی خود ما بود. ما نتوانستیم در افغانستان فرصت و فضایی را ایجاد کنیم که به سبب آن خود ما صاحبِ خود و کشور و دارایی‌های خود باشیم و آمریکایی‌ها و غربی‌ها و کشورهای همسایه را نگذاریم که بیایند در افغانستان جنایت و خیانت کنند.

اهمیت خودآگاهی و دگرآگاهی
برادران و خواهران! اگر ما بخواهیم عاملِ اصلی بدبختی خود را از بین ببریم باید ابتدا همه آگاه شویم. خود ما اول آدم شویم و خدایی شویم، محافظه‌کاری‌ها را کنار بگذاریم، از خدا بترسیم و در کنار خدا و در کنار هم به صورت شایسته بإیستیم. من من نکنیم، مباحث مادیات و مشکلات معنوی که در وجود ماست این‌ها را نداشته باشیم و رفع کنیم و بعد در برابر باطل بإیستیم و به هدایت و بالا بردن فکر و فرهنگ و آگاهی‌های مردم اقدام کنیم. باور کنید.

هم‌سویی و هم‌پذیری؛ پیامد مهم آگاهی عمومی مردم
اگر مردم افغانستان آگاه شوند، اولین پیامد آگاهی هم‌سویی و هم‌پذیری است. ما باید همدیگر را بپذیریم و در کنار یکدیگر قرار داشته باشیم. شیعه‌ها در درون خود وحدت داشته باشند، سنی‌ها در درون خود وحدت داشته باشند و شیعه و سنی نیز در کنار هم قرار بگیرند. ما اختلافی که فعلا نیاز به تقابل باشد نداریم. امروز دشمن اول ما و شما آمریکا و غرب است. امروز دشمن اول ما و شما اسراییل و عوامل آن در دور و بر ما و حتی در داخل افغانستان است. به برادران شیعه و سنی می‌گویم که اگر شما احساس می‌کنید که اختلاف داریم، خیلی خوب! حالا اختلافات را سر جایش بگذارید! ما و شما در برابر دشمنان بیرونی متحد شده و با آنان مبارزه کنیم و خود را از چنگال‌شان رها کنیم. آنگاه که استکباری در دنیا نماند، بعد بنشینیم با هم صحبت کنیم تا در چه چیزی اختلاف داریم و سپس در راستای رفع اختلافات خود اقدام نمائیم. ما در حال حاضر فرصتی برای به اصطلاح حل و فصل اختلافات‌مان را نداریم، بگذاریم همه را سرش خاک بیاندازیم و در کنار هم قرار بگیریم و به دنبال ضربه زدن به دشمنان اصلی خود باشیم. اینها نیاز به آگاهی دارد. ما باید از متن و از درون خود آگاه شویم و اولویت‌های مبارزه و زندگی را درک کنیم.

فعالیت فرهنگی در فضای حقیقی و مجازی اهمیتی بالاتر از نماز شب دارد.
امروز اولویت زندگی داخلی و منطقوی و بین‌المللی ما چیست؟ ما به عنوان شخصیت‌های فکری و فرهنگی باید در راستای آگاه‌سازی و بیداری جامعه به صورت جدی عمل کنیم. امروز کار فرهنگی و فکری و رسانه‌ایِ برادران و خواهران، همان جهاد است! باور کنید امروز هر فردی که در فضای حقیقی و مجازی در راستای آگاهی مردم و در عرصه‌های مختلف مانند برگزاری کلاس‌ها و محافل و اجلاس‌ها و چه در عرصه‌ی فضای مجازی حتی اگر یک لایک در راه خدا انجام دهد، این یک جهاد فرهنگی است، اگر یک کامنت در پای یک پست دینی و غیر دینی به عنوان مبارزه در فضای مجازی گذاشته شود این‌ خودش جهاد و مهم‌تر از نماز شب و مهم‌تر از هرگونه مستحباتی است که شما تصورش را نمایید. بنابراین کار اولویت‌دار ما بحث فرهنگی است. حتی کسانی که نظامی هستند و کار نظامی می‌کنند، اینها توجه اول شان باید به مباحث فرهنگی و فکری باشد و از هر حرکت فرهنگی، فکری و سیاسی سازنده حمایت کنند.

اولویت دوم بایستی ارتقای وضعیت اقتصادی جامعه باشد.
کار اولویت‌دار دوم ما فعالیت اقتصادی است. امروز جامعه ما با مشکل اقتصادی جدی مواجه است. امروز بالای ۹۰ درصد جامعه ما گرفتار معضل و مشکل اقتصادی است. خواهران و برادران ما صرفا از حکومت توقع نداشته باشیم که هر حکومتی که آمد به وضعیت اقتصادی ما رسیدگی کند. در گذشته احزاب و سازمان‌ها و حتی حکومت برای کارهای مخصوص به خود و رشد و ترقی خودشان کارهای اقتصادی داشته‌اند اما در رابطه با رشد اقتصادی عمومی مردم کار خاصی صورت نگرفته است. هیچ فردی، هیچ جناحی، هیچ حزبی و هیچ سازمانی در این رابطه کار اصولی انجام نداده است. اگر ما مردم در راستای رشد اقتصادی خود و مردم خود کار نکنیم، شما مطمئن باشید که صدها سال دیگر هر حکومت دیگری که بیاید حتی اگر بخواهد نیز این توان را ندارد که به تنهایی کاری بکند؛ بنابراین مردم باید در عرصه حضور جدی پیدا کنند و تشکلات فکری و فرهنگی و سیاسی در این عرصه باید پیشگام باشند، ما باید دست خود را بر زنیم و در عرصه اجتماع ورود پیدا کنیم و با طرح‌های درست اقتصادی زمینه‌های رشد اقتصادی مردم را فراهم کنیم.

لزوم استفاده از پتانسیل مساجد و حسینیه‌ها و روحانیون در امور اقتصادی
مساجد ما می‌توانند مهم‌ترین مراکز کار اقتصادی باشند، حسینیه‌های ما می‌توانند مهم‌ترین مراکز کار اقتصادی باشند. روحانیت ما می‌توانند به عنوان پیشتازان و پیش قراولان کار اقتصادی عمل کنند. اگر روحانی در مسجد برای شما صرفا نماز می‌دهد، آقا نمازش را قبول نکنید. روحانی زمانی امام جماعت است که در همه امور امام باشد. روحانی باید امام جماعت نماز باشد، روحانی باید امام اقتصاد مردم باشد، روحانی باید امام فرهنگ و سیاست باشد، روحانی باید امام امنیت و نظام باشد، روحانی امروز باید یک چنین سمتی داشته باشد، اگر روحانیت ما اکتفا کرد فقط به نماز دادن و ده دقیقه برود به مسجد و نماز جماعت بدهد و بعد برود به کارهای دیگر خود، چنین روحانی رسالت اصلی خود را اداء نکرده است.

هر حسینیه و مسجد، یک مرکز پویای شکل‌دهی اقتصاد مردمی
امروز روحانیت و شخصیت‌های دانشگاهی ما باید در همه‌ی عرصه‌ها پیشگام باشند. باید مساجد و مراکز دینی و فرهنگی و حسینیه‌ها و سایر پایگاه‌هایی که وجود دارد را به عنوان مراکز پویای شکل‌دهی اقتصاد مردمی در سطح محلات و ولایت‌ها و کل کشور در بیاورند.قطعا اگر چنین نهضتی از طرف عموم شخصیت‌های آگاه فرهنگی و سیاسی و سازمان‌ها و تشکلات و احزاب روی دست گرفته شود، ما به زودی در عرصه تحول اقتصادی شاهد پیشرفت جدی و چشم‌گیری خواهیم بود.

اولویت سوم بایستی امنیت و لزوم مشارکت مردمی در تامین امنیت در کنار حکومت باشد.
اولویت دیگر امروز ما بحث تامین امنیت است. باز هم ما نباید انتظار تامین امنیت را از حاکمیت داشته باشیم، حاکمیت زمانی در راستای تامین امنیت موفق خواهد شد که ما مردم در راستای تامین آن همکاری کنیم. به جای اینکه فرافکنی کنیم و مردم را از داعش و نا امنی و انفجار بترسانیم و به جای اینکه بساط و گلیم خود را جمع کنیم و از کشور فرار کنیم، باید در افغانستان حضور جدی داشته باشیم و با دادن روحیه جدی در سطح مردم و تقویت روحیه ملی در برابر نا امنی‌ها بایستیم.

هرگاه به عنوان یک امت واحد به فکر هم نباشیم گروه‌های تروریستی قوت می‌گیرند.
اگر داعش داعش شده است، به خاطر ترس ما داعش شده است، به خاطر بی‌نظمی ما داعش شده است، بخاطر بی‌انسجامی ما داعش شده است، به خاطر وجود مشکلاتی که در درون ما وجود دارد داعش شده است. همچنین است سایر گروه‌های تروریستی که خون مردم ما را ریخته‌اند، به این خاطر که ما به فکر همدیگر نبودیم، به خاطر اینکه ما وحدت نداشتیم، به خاطر اینکه ما انسجام نداشتیم، در کنار همدیگر نبودیم و هوای همدیگر را نداشتیم. در خانه همسایۀ ما اگر دزدی شد گفتیم به ما چه غرض بگذار همسایه است، اگر بچه همسایه کشته شد گفتیم به ما چه غرض، اگر در کوچه مشکل پیش آمد گفتیم به ما چه غرض، اگر در محله و ولسوالی و ولایت مشکل پیش آمد گفتیم به ما چه غرض.

اگر امروز از مظلوم حمایت نشود، آن ظلم گریبان ما را هم خواهد گرفت.
من در اوایل دهه ۹۰ در سخنرانی‌های خود می‌گفتم که شخصیت‌ها، بزرگواران، علما، سازمان‌ها و احزاب! در رابطه با نا امنی‌های که در کشور وجود دارد موضع بگیرید، حتا اگر نا امنی‌هایی در خارج از افغانستان و در کشورهای اسلامی وجود دارد موضع بگیرید، در صحنه بیایید و حرف بزنید. حتی آن زمان‌هایی که داعش تازه در عراق و سوریه به وجود آمده بود، من در سخنرانی‌های خود گفتم که این گروه تروریستی خطرناک است، ما خبرنگاران خود را می‌فرستادیم پیش شخصیت‌ها، می‌گفتیم که آقا نظر شما در مورد داعش چیست؟ با دست به میکروفون می‌زد می‌گفت که به ما ربط ندارد؛ من می‌گفتم که چرا ربط دارد؛ شما امروز اگر از آن مظلومی که در عراق مورد هجمه داعش قرار می‌گیرد و خونش ریخته می‌شود، حمایت نکنید و موضع نگیرید، آن غدار یک روز می‌آید در کنار خانه شما خون شما را هم خواهد ریخت، ما روایت داریم که اگر شما از مظلومی حمایت نکنید آن ظلم یک روز سر خود شما خواهد آمد.
ما نه تنها در رابطه با سایر کشورها از جمله سوریه و یمن و فلسطین این موضع‌گیری و ابراز همدردی را نداشتیم، حتی در داخل افغانستان هم بی‌خیال بودیم. اگر در هرات انفجار می‌شد، ما بی خیال بودیم، اگر در قندهار ترور می‌شد، ما بی‌خیال بودیم، اگر مردم قندز در آتش جنگ می‌سوختند ما بی‌خیال بودیم و فکر می‌کردیم که این مشکل مشکل قندز است، مشکل تخار است، مشکل ما نیست، آخرش دیدید که ظلم و بی‌اهتمامی دامن کسانی را گرفت که نسبت به اوضاع مسلمین بی تفاوت بودند، عمل نکردند و حتی از دادن یک بیانیه اجتناب می‌کردند.

آنان که همواره به دنبال محافظه‌کاری بودند اکنون از کشور متواری شده‌اند.
دفتر خود ما وقتی منفجر شد، خیلی از شخصیت‌ها ابراز همدردی کردند و خیلی شخصیت‌های دیگر هم نه تنها ابراز همدردی نکردند که گفتند خوب شد مرکز تبیان منفجر شد؛ ما می‌گفتیم که این‌ها تندرو هستند این‌ها امنیت شیعه را به خطر می‌اندازند، حالا همان‌ها نیستند که از آن‌ها سوال می‌کردیم که آقایان شماهایی که این همه محافظه‌کاری کردید، این همه از حق دفاع نکردید، این همه در برابر باطل نإیستادید و وقتی از شما سوال می‌کردیم می‌گفتید که ملاحظه وجود دارد و امریکا حضور دارد و ما باید به هر حال ملاحظه بکنیم چه کار شدید؟ شما دیدید که این همه بی اهتمامی‌ها کار دست‌شان داد و امروز از کشور فرار کردند و به فکر حتی مسوولین خودشان و مسوولین دفاتر خودشان، مردم خودشان و نزدیک‌ترین افراد خودشان نشدند و به گفته آقای اشرف غنی نتوانست حتی کفش به پا کند و با دمپایی از ارگ فرار کرد.

مرکز تبیان در هر سه عرصه فرهنگی، اقتصادی و تامین امنیت برنامه دارد.
اینها مشکلاتی است که در گذشته بوده و ما امروز به عنوان نخبگان و عناصر فکری و فرهنگی پیشگام جامعه در عرصۀ تامین امنیت باید کار کنیم، با حوزات همکاری کنیم، در راستای گزارش‌دهی حرکات مشکوک در کوچه‌ها و در خیابان‌ها مردم را آگاه کنیم که وارد اقدام شوند، حتی اگر احساس می‌کنند که ممکن است برایشان مشکلی پیش بیاید باید وارد اقدام شوند و گردن خود را پیش سوال و پرسش روز قیامت خلاص کنند. ما اگر ورود پیدا نکنیم قطعا با مشکلات مواجه خواهیم شد. گذشته از آن ما در راستای سازمان‌دهی مردمی در برابر نا امنی‌ها مسوولیت داریم و قطعا این کار را پیش خواهیم برد و مرکز تبیان در این عرصه، هم در بحث کار اقتصادی و هم بحث تامین امنیت برنامه خواهد داشت و در جلسات تخصصی مسوولین ان شاءالله این موضوع را مطرح خواهیم کرد.

اولویت چهارم ما تعامل با شخصیت‌های حقیقی و حقوقی کشورمان است.
شخصیت‌های زیادی هنوز در افغانستان حضور دارند، چه شخصیت‌های حقیقی، چه حقوقی، چه افراد، چه سازمان‌ها و تشکل‌ها که بایستی با این‌ها زمینه تعامل را فراهم کنیم و با این‌ها بنشنیم، هماهنگی ایجاد کنیم و سعی کنیم از تفرقه از نفاق و بد‌گویی و تخریبات علیه این و آن باید جدا جلوگیری شود. اگر چه سیاست و مواضع مرکز تبیان از ابتدا هم اثباتی بوده و هیچگاه مواضع سلبی نداشته است اما من‌بعد در این عرصه باید به صورت جدی‌تر عمل شود و اگر توانستیم با بقیه دوستان تعامل ایجاد کنیم و هماهنگی و همکاری ایجاد شود خیلی خوب است. اما اگر یک وقت نشد جدا باید در برابر تخریبات و تضعیفات و بدگویی‌ها ایستادگی شود و جلو این روند باید گرفته شود، چون اگر باز همین غیبت‌ها و تهمت‌ها و پشت سر مردم حرف زدن‌ها ادامه داشته باشد، این خودش یکی از معضلات فکری و فرهنگی است که برای جامعه مشکل ایجاد خواهد کرد.

حمایت و عدم تخریب، پیش‌نیاز هم‌پذیری جریان‌ها و تشکل‌هاست.
ما در حال حاضر نیاز به هم‌پذیری داریم، بعد از هم‌پذیری نیاز به هم‌سویی داریم، بعد از هم‌سویی نیاز به وحدت و هماهنگی داریم و مجموعه‌ها موظف هستند که با همدیگر این مسیر را بپیمایند و در نهایت وحدت در جمع جامعه ما ایجاد شود و همه هم‌صدا باشیم چه در راستای فعالیت‌های فرهنگی، فکری و رسانه‌ای و چه در عرصه کار اقتصادی و چه در عرصه تامین امنیت. در این عرصه‌ها نیاز است که ما هم‌صدا و هم‌دست با سایر مجموعه‌ها باشیم و ان شاءالله هم‌دیگر را حمایت کنیم و اگر حمایت هم نکردیم دست از تخریب همدیگر برداریم.

تعامل با حاکمیت فعلی افغانستان پنجمین اولویت ما می‌باشد.
اولویت بعدی تعامل با حاکمیت جدیدی است که فعلا با حضور شخصیت‌های طالب شکل گرفته است و قطعا شما در جریان این مسایل و موضوعات هستید. طبعا شخصیت‌های ما و سازمان‌های ما چه در داخل و چه در خارج مواضع و نگاه‌های مختلف دارند، بعضی‌ها از طالب مطلقاً حمایت می‌کنند و بعضی‌ها مطلقاً در برابر طالب ایستاده هستند و بحث مقاومت و جنگ و درگیری و امثال این‌ها را مطرح می‌کنند و متاسفانه علیه حاکمیت تبلیغات ناروا دارند و حتی اگر پای مرغ‌شان هم شکست می‌گویند که این کار طالب‌ها بود. مشکلات نا هنجاری‌های کوچک و پیش پا افتاده اگر در گوشه و کنار مملکت اتفاق افتاد می‌گویند که این کار طالب است. در حالی که بسیاری از این تبلیغات از سوی جانب امریکایی‌ راه‌اندازی می‌شود.

مردم فریب برخی فضاسازی‌های منفی و هدفمند رسانه‌ها را نخورند.
ایران انترنشنال یکی از منابعی است که علیه حکومت تولیدات و برنامه دارد و مطالب کذب و ناحقی را مطرح و در فضای مجازی منتشر و وحشت و یاس و ناامیدی را در جامعه‌مان ایجاد می‌کند. چند شب پیش یکی از همکاران ما از برلین فایلی حدودا پانزده دقیقه‌ای را برایم فرستاده بود که در آن یک جوان در مورد اوضاع ناگوار داخل کشور صحبت می‌کرد و این دوست من در برلین از آنجا که من یک شخصیت رسانه‌ای و فرهنگی هستم آن را برای من فرستاده بود تا بگوید اوضاع افغانستان اینطوری است و ما باید متوجه باشیم و مواظب باشیم و با احتیاط در این عرصه کار کنیم. خلاصه آنچه که بدی در سطح دنیا بود این آدم قصه می‌کرد که من این را به چشم خود دیدم که فلان طالب این کار را کرد، فلان حوزه این کار را کرد، فلان شخصیت این کار را کرد، فلان زن را این کار کرد و فلان جوان و فلان پسر را و فلان مبایل را و خلاصه آنقدر گفت و گفت و خلاصه وقتی تمام شد من با ایشان تماس گرفتم. آن شب آقای احمدی متوجه بود نزدیک به ۴۵ دقیقه ما تلفنی صحبت داشتیم، بعد به ایشان گفتم که جناب این چیزهایی که ایشان می‌گویند من خود در کابل هستم، من یکی از این موارد را، نه خودم دیدم و نه مسوولین و اعضای تشکیلات یک چنین گزارشی را داده‌اند و نه سایر مردم، چون من یک فرد رسانه‌ای هستم و ارتباطات وسیعی با منابع مختلف مردمی و فرهنگی و اجتماعی دارم با اطمینان می‌گویم چنین مطالبی که این آقا گفته اصلا وجود ندارد و اتفاقا در بسیاری از عرصه‌ها رشد و پیشرفت و وضعیت مثبت به پیش آمده است.

البته من این حرف‌ها را به خاطر آقای عزیزی نمی‌گویم که حال نماینده حکومت از طرف طالبان اینجا نشسته است! نه آقا من از غیر خدا از هیچ کسی نمی‌ترسم! آنچه واقعیت است چه به نفع طالب باشد یا علیه طالب باشد بیان می‌کنم. در گذشته طی ۲۵ سال یکی از جریان‌هایی که به شدت علیه طالبان فعالیت کرده و اثرگذارترین کارهای رسانه‌ای را کرده ما بوده‌ایم. تا قبل از سقوط افغانستان به دست طالبان من علیه طالبان حرف داشتم و گپ داشتم؛ ولی وقتی آمدند و رویکردشان عوض شد و سعی دارند که حکومت بکنند و حکومت کردن هم نیاز به مردم و شخصیت‌های حقیقی و حقوقی دارد.

به صورت کلی تعامل طالبان تاکنون با مردم بخصوص شیعیان مناسب بوده است.
تعامل طالبان نسبت به مردم تعامل مثبت و تعامل قابل توجهی بوده به خصوص برخورد طالبان با مردم شیعه برخلاف آن حکومت پنج ساله‌شان خیلی خیلی خوب و محترمانه بوده و فعلا از نظر من عالی است؛ اما برای تامین یک سری خواسته‌ها و مطالبات در کشور باید در صحنه بود و حضور داشت و مبارزه کرد و این مطالبات را به صورت منطقی و انسانی مطرح کرد و پیگیری کرد؛ حالا ممکن است که برخی از مطالبات ما بدست نیاید، اما بدست نیامدن این مطالبات به معنای جنگ و درگیری نیست؛ ما جدا مخالف جنگ هستیم، جدا مخالف مباحث مطرح کردن مقاومت و غیر مقاومت و امثال این‌ها هستیم. نخیر! ما می‌خواهیم در همین کشور حضور داشته باشیم و با همین طالبان با همین رویکردی که فعلا دارند با همین ظاهرشان تعامل کنیم.

طالبان بخشی از واقعیت افغانستان است.
اینجا کشور ما است و من بارها در مصاحبه‌های مختلف در گذشته هم گفتم که طالبان بخشی از واقعیت‌های موجود جامعه افغانستان هستند، طالب جزوی از مردم افغانستان است، اهل این کشور است، ما هم اهل این کشور هستیم و بالاخره باید با هم تعامل کنیم. اگر طالبان زبان ما را نمی‌فهمند و ما را درک نمی‌کنند، ما به عنوان عناصر فکری و فرهنگی بایستی به گونه‌ای تعامل و برخورد کنیم که ما را درک کنند و حرف ما را بفهمند و تقاضاهای ما را از ته دل بشناسند و در راستای تامین تقاضاهای ما عمل کنند. بنابراین سیاست مرکز تبیان تعامل با طالبان و تعامل با حکومت است. بنده بدون اینکه تاکنون به دنبال طالبان رفته باشم، بدون اینکه درِ کدام طالب را زده باشم، اما جدّا معتقدم که بایستی با این حکومت تعامل صورت بگیرد و همه اقوام و پیروان همه مذاهب در کنار هم قرار بگیرند و در راستای شکوفا ساختن افغانستان و در جهت پیشرفت اقتصاد و فرهنگ و امنیت نظام کار جدی روی دست گرفته و عناصر متخلق حقیقی مستحق ترقی یابند و در راس حکومت و مسوولیت‌های حکومتی قرار بگیرند.

حکومت وسیع‌البنیاد به معنای ورود مجدد افرادی که به دنبال جیب خود هستند به حکومت نیست.
ما خواهان حکومت وسیع‌البنیاد هستیم. ما به دنبال رسمیت داشتن مذهب و مکتب شیعه هستیم، ما به دنبال تامین حقوق شهروندی شیعیان هستیم، اما بحث وسیع البنیاد بودنِ حکومت به معنای آمدن آدم‌های که صرفا جیب خود را پر کنند و به فکر خانواده و اهل و عیال خودشان باشند، نیست. ما حکومت بیست سال گذشته را به هیچ وجه نمی‌خواهیم، ما به دنبال شخصیت‌هایی که در بیست سال گذشته در حکومت بودند و حتی نماینده‌های شیعه بودند ولی برای شیعه‌ها کاری نکردند، نیستیم، البته بدی و در رد شان هم چیزی نمی‌گوییم و علیه این‌ها حرف‌های زشت و رکیک هم نمی‌گوییم.

از تهمت و غیبت شخصیت‌ها بپرهیزیم، حرکات باید اثباتی باشد.
ما به همه توصیه می‌کنیم حالا کسانی که از مردم ما از بزرگان ما از شخصیت‌های ما در طول بیست سال گذشته در حاکمیت بودند و اشتباه کردند و خدمت نکردند، در واقع برای خود نکردند و به خودشان ضربه زدند، درست است که برای مردم ما هم ضربه زدند؛ ولی ما نباید بنشینیم غیبت آنها را بکنیم و پرونده آن‌ها را سبک و پرونده خود را سنگین کنیم. آن‌ها هر موضعی انتخاب کردند، هر عملی کردند خودشان مسوول هستند و باید خودشان پاسخگو باشند. من در نشست‌ها و جلسات مختلف، بعضی دوستان را که دیدم علیه فلان شخصیت‌ها و رهبرها بدگویی داشتند، حتی در سطح فیسبوک‌ نیز نصحیت کردم که این کار به صلاح نیست و دنبال این کار نگردید. شما اگر واقعا آدم‌های صالح و سالم هستید بنشینید کار صالح و سالم بکنید و به دنبال بدگویی و فحش و دشنام این شخصیت و آن شخصیت که از هر حزب و سازمانی که باشد نباشید. من تنها فردی را که آدم فاسد، لامذهب و بی دین می‌دانم که در افغانستان جنایت و خیانت کرد شخص جناب آقای اشرف غنی است که قبلا هم گفتم و می‌گویم که واقعا در حق افغانستان خیانت و جفا کرد و مثل ببرک کارمل و شاه شجاع در افغانستان عمل کرد و مشکلات متعدد را در جامعه ما به وجود آورد.

ما امیدواریم که همه اهالی و اتباع جامعه‌ی ما با چنین تعاملی فعلا در افغانستان حضور جدی داشته باشند. من به همه مردم به خصوص نخبگان و شخصیت‌های پیشتاز و پیش قراول توصیه می‌کنم که جدا در افغانستان حضور داشته باشند، به هیج وجه به فکر مهاجرت نباشند، کسانی که بخصوص در شرایط موجود مهاجرت می‌کنند از کمال ذلت برخوردار می‌شوند، چه آن‌هایی که به غرب رفته‌اند، چه آن‌هایی که پاکستان رفته‌اند و چه آن‌هایی که ایران رفته‌اند. به همه شخصیت‌هایی که بیرون رفته‌اند توصیه می‌کنم که بیایند برای ساختن افغانستان کار کنند و زحمت بکشند و خدمت کنند.
بیش از این وقت شما عزیزان را نمی‌گیرم. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته!