• تاریخ انشار: ۱۷ جدی ۱۴۰۰
  • سرویس: سیاسی
  • کد خبر: 31588
  • 33 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • نسخه مخصوص پرینت

لزوم حمایت از شورای علما در راستای پیگیری مطالبات مردمی/ جریان‌ها و شخصیت‌ها با تکیه بر اشتراکات‌، در یک مسیر کلی واحد حرکت کنند/ جنگ ما با آمریکا تمام نشده است؛ تا شیطان بزرگ باشد ما هم هستیم

حسینی مزاری که در همایش “شهدای هفت جدی و خون‌هایی که آمریکا را به زانو درآورد” در مشهد مقدس صحبت می‌کرد، گفت: امروز در سطح شیعیان مشکلات و اختلافات عدیده‌ای وجود دارد و من معتقد هستم که در حال حاضر بایستی شورای علما به عنوان یک چتر بزرگ در سطح جامعه در راستای پیگیری مطالبات مردم کار کند و ما هم باید از آن حمایت کنیم.

خبرگزاری صدای افغان (آوا) -مشهد مقدس: همایش “شهدای ۷ جدی و خون‌هایی که آمریکا را به زانو درآورد” به مناسبت گرامی‌داشت چهارمین سالروز شهادت شهدای حمله انتحاری ۷ جدی سال ۱۳۹۶ شمسی علیه دفاتر مرکزی مرکز تبیان و خبرگزاری صدای افغان(آوا) در کابل، با حضور شخصیت های فرهنگی، اجتماعی، جهادی و همچنین اقشار مختلف مردمی، پنج شنبه ۹ جدی در دفتر مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان- نمایندگی مشهد مقدس برگزار گردید.

حسینی مزاری طی سخنانی، شهدای مرکز تبیان و سایر شهدای کشور را که طی دو دهه‌ی گذشته جان خود را تقدیم اسلام نموده‌اند را در حقیقت بهای مبارزه با آمریکا و کشورهای هم‌پیمان و عوامل و اذناب منطقه‌ای او دانست و گفت: آمریکا پس از تجاوز به کشورمان، سعی داشت بر تمامیِ هست و بود مردم تسلط داشته باشد و پس از سیطره‌ی کامل بر افغانستان، به دنبال اهداف منطقه‌ای و جهانیِ خود حرکت کند، اما متوجه شد که خیر! مردم به راحتی تسلیم خواسته‌های آمریکایی‌ها نخواهند شد. اینجا بود که آمریکا جنگ را درون افغانستان علیه مردم به راه انداخت و تداوم بخشید.

وی با بیان اینکه آمریکایی‌ها در راستای تداوم جنگ، دو مسیر جنگِ نرم و سخت را در پیش گرفتند، گفت: جنگ نرمِ آمریکایی‌ها یک جنبه‌ی عمومی و یک جنبه‌ی خصوصی داشت. در جنبه‌ی عمومی، تمام افکار و عقاید و حیثیت و آبرو و شخصیت مردم مسلمان افغانستان مورد هجمه قرار گرفت. این امر، یا از طریق ترویج ابتذال توسط رسانه‌های داخل و خارج از کشور و در بستر ماهواره که وابسته به آمریکا بودند و سیاست‌های ضد اخلاقی آنان را در افغانستان ترویج می‌کردند محقق می‌شد و یا هم از طریق وارد کردن سیل‌آسای سی‌دی‌ها و نرم‌افزارهای مختلفی که در راستای جنگ نرم آمریکایی‌ها نقش ایفا می‌کردند.

حسینی مزاری در تشریح خصوصیات جنگ نرمِ آمریکا در افغانستان در عرصه‌ی خصوصی نیز گفت: این جنگ شامل تلاش آمریکایی‌ها در برگزاری کلاس‌های مختلف از طریق مراکز فکری و فرهنگیِ مرتبط با آمریکایی‌ها بود. این کلاس‌ها در سطح آقایان، خانم‌ها، افراد میان‌سال، نوجوان و جوان برگزار می‌شدند. هدف کلی آمریکایی‌ها از جنگ نرم در عرصه‌ی خصوصی، تلاش برای تربیت کادری بود که معتقد به سیاست‌های آمریکا و مشی فکری آمریکا باشند.

رئیس مرکز تبیان خاطرنشان کرد: آمریکایی‌ها در عرصه‌ی جنگ ‌نرم تا حد زیادی ضربات سنگینی بر هست و ‌بود مردم ما وارد کردند، بخصوص خانواده‌ها را مورد حمله‌ی جنگ نرم قرار دادند و در سطح خانواده‌ها نیز به صورت خاص روی زنان برنامه‌های ویژه‌ای را انجام دادند و متاسفانه آسیب‌هایی خیلی جدی به خانواده‌های ما در افغانستان وارد کردند که قطعا و طبعا تا سال‌های سال نمی‌توانیم پیامد این آسیب‌ها را جبران و ‌رفع و ‌رجوع کنیم.

این آگاه مسایل سیاسی، عرصه‌ی دومِ جنگ آمریکا در افغانستان را جنگِ سخت دانست و گفت: در جنگ ‌سخت هم آمریکایی‌ها دو سیاست را در پیش گرفتند. اقدام اول آنها در این عرصه، جنگ ‌رودررو بود. آمریکایی‌ها به بهانه‌های مختلف در جبهات گوناگون در شرق و غرب و‌ جنوب و شمال افغانستان عملیات‌های رودررویی علیه مردم شکل دادند و جنگ جدی را طی بیست سال سازمان دادند، چه با حضور مستقیم و چه با کمک نیروی‌های نظامی و‌ امنیتی دولت دست‌نشانده‌ی خودشان‌.

حسینی مزاری، سازمان دادن حرکت‌های تروریستی که آمریکایی‌ها در رأس، از آنان حمایت می‌کردند را اقدام دومِ‌ جنگ‌ سخت آمریکا در افغانستان عنوان کرد و گفت: آمریکایی‌ها عناصر مختلف امنیتی خودشان را در شهرها و روستاها قرار دادند و آن‌ها را موظف می‌کردند تاعملیات‌های تروریستی انجام دهند. این عملیات‌های تروریستی یا به وسیله‌ی حرکت‌های انتحاری صورت می‌گرفت و یا ماین‌گذاری‌ها و انفجارات و یا هم بلاخره به وسیله‌ی اسلحه و هر وسیله‌ی دیگری که فرد یا جریانی را مورد حمله قرار می‌داد.

بدین‌ ترتیب مراکز مختلف دینی و فرهنگی و آموزشی، مساجد، حسینه‌ها و شخصیت‌ها مثل علما و عناصر سرشناس و فعالین مدنی در جای‌جای افغانستان مورد هجمه قرار می‌گرفتند.

وی افزود: این حجم از حملات و ترورها از عهده‌ی یک گروه معمولی خارج است. اقدامات تروریستی که در افغانستان طی دو دهه‌ی گذشته انجام شد، یک حرکت معمولیِ تروریستی توسط یک گروه حتی گروهی مثل طالبان نبود، بلکه یک حرکتِ حکومتی بود که توسط شبکه‌های استخباراتی حکومتی سازمان داده می‌شد.

رئیس مرکز تبیان با بیان اینکه هرچند جنگ آمریکا علیه مردم ما مشکلات مختلفی را به وجود آورد اما ملت افغانستان حقیقتا در برابر این جنگ ایستادگی نمودند، خاطرنشان کرد: اکنون نباید یک عده‌ی خاص ادعا کنند که فقط ما علیه آمریکا جنگیدیم و او را شکست دادیم و فقط ما بودیم که آمریکا را از کشور بیرون کردیم. نخیر! عموم مردم افغانستان در برابر آمریکایی‌ها مقاومت کردند، به جز تکنوکرات‌های مزدور و وابسته‌ی آمریکا که در کنار آمریکایی‌ها علیه ملت ما جنگیدند و با آنان سهیم بودند.

حسینی مزاری با بیان اینکه ارتش جنگ نرمِ آمریکا به مراتب قوی‌تر از ارتش جنگ سخت آنان است، گفت: نمی‌گویم تنها تشکّل، ولی یکی از تشکلاتی که در افغانستان با تمام توان علیه اهداف آمریکا و مسیر و نقشه‌ی آمریکا ایستاد و در عرصه‌ی جنگ نرم در تمام عرصه‌های فکری و رسانه‌ای و در تمام سطوح کشوری جنگِ به تمام معنا نمود، مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان و خبرگزاری صدای افغان بود و این مبارزه‌ی نفس‌گیر نیز همواره در طول این دو دهه برقرار بود و لحظه‌ای متوقف نشد.

وی در تکمیل مطلب فوق افزود: تشکیلات ما در عرصه‌ی جنگ نرم علیه آمریکا و علیه کل غربی‌هایی که تحت فرمان آمریکایی‌ها بودند و نیز تمام عوامل و اذناب آنان که در داخل افغانستان علیه دین و مذهب و مکتب می‌جنگیدند کوتاهی نکرده است. “ما تا آخرین لحظه علیه این مسیر حرکت کردیم و حالا هم در همان مسیر هستیم. اینگونه نیست که اکنون با سقوط افغانستان و روی کار آمدن طالبان جنگ ما با آمریکا تمام شده باشد. نخیر! آمریکا شیطان بزرگ است و تا زمانی که این شیطان بزرگ باشد، جنگ ما هم است و قطعا این جنگ ادامه خواهد داشت”.

این آگاه مسایل سیاسی با اشاره به برنامه‌های آتی آمریکا برای افغانستان و کشورهای پیرامون آن و نیز موقعیت سوق‌الجیشی کشورمان، به طرح این سوال پرداخت که در شرایط موجود باید چه کاری انجام داد؟ وی در پاسخ عنوان کرد: جریان‌های مختلف وظایف مختلفی دارند. اولین وظیفه، وظیفه‌ی عمومی است یعنی عموم مردم و هر کسی که در توانش است بإیستد و به روشنگری بپردازد و نقشه‌ها و توطئه‌های امریکا را افشا نماید.

حسینی مزاری ادامه داد: ما باید حواس‌مان جمع باشد و از فریب خوردگی قبلی‌مان درس بگیریم و دیگر مثل گذشته فریب طرح‌ها و توطئه‌های آمریکا را نخوریم. بیست سال پیش با یک رویکرد و قیافه‌ی موجه آمدند وارد افغانستان شدند و مردم ما را فریب دادند، ولی مطمئنا این بار مسیر دیگری را انتخاب خواهند کرد تا مردم ما نفهمند و متوجه رفتار جدید آمریکایی‌ها نشوند. “اینکه می‌گویم مردم منظور من صرفا قاعده‌ و بستر و عوام نیست بلکه شامل همه از رهبران در ارگ تا اعضا و جریان‌ها و سازمان‌ها و حوزویان و دانشگاهیان می‌شود. همه وظیفه دارند تا فرهنگ و فهم سیاسی و اجتماعی را بالا ببرند”.

وی خاطرنشان کرد: اگر در گذشته شخصیت‌ها و جریان‌های ما و طیف عموم مردم از این آگاهی برخوردار می‌شدند قطعا ما حالت فعلی را نمی‌داشتیم و قطعا ما در بحران کشنده‌ی فعلی قرار نمی‌گرفتیم و اوضاع فرق می‌کرد. پس در گذشته این ضعف وجود داشته و حالا هم اگر بخواهیم که اوضاع بهتر شود و ما فریب نخوریم و در راستای تامین صلح و ثبات امنیت کشور قرار بگیریم و افغانستان را افغانستانی بهبودیافته بسازیم، این آگاه‌سازی و این تبیین و این فعالیت فکری فرهنگی و رسانه‌ای در سطوح مختلف لازم است.


 
متن کامل سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی مزاری در این همایش به شرح ذیل است:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین، ثم الصلاه و السلام علی سیدنا محمد و آله الطیبین. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی یا کریم!
ابتدا سالروز شهادت شهدای عملیات انتحاری علیه دفاتر مرکزی مرکز تبیان و خبرگزاری آوا در کابل را به محضر همه شما عزیزان و خانواده‌های شهدا و مردم مسلمان افغانستان تبریک و تهنیت می‌گویم. شهدای مرکز تبیان در حقیقت بهای مبارزه با آمریکا و کشورهای هم‌پیمان آمریکا و عوامل و اذناب منطقه‌ای بودند، نه تنها شهدای مرکز تبیان بلکه هزاران شهید دیگری که طی ۲۰ سال گذشته در افغانستان به خاک و خون غلطیدند و جان‌های شیرین خودشان را تقدیم راه اسلام کردند.

مردم افغانستان در سال ۲۰۰۱ فریب توطئه‌ی آمریکا را خوردند
آمریکایی‌ها به بهانه‌ی حادثه‌ی انفجار برج‌های دوقلو و نسبت دادن آن به القاعده و حضور رهبر القاعده در افغانستان و عدم تحویل آقای بن‌لادن توسط طالبان به آنان، افغانستان را اشغال کردند. اگر چه هدف اشغال افغانستان بر اساس یک هدف بزرگ ملیِ آمریکا در راستای رسیدن به امیال شوم‌شان بود، اما به بهانه‌ی اینکه با تروریزم مبارزه  و ناامنی را از افغانستان ریشه‌کن  و صلح و ثبات و امنیت را در کشور مستقر می‌کنند و بازسازی و نوسازی را روی دست می‌گیرند و آسایش و رفاه مردم را به ارمغان می‌آورند، به افغانستان هجوم آوردند و مردم هم فریب این توطئه‌ی آمریکا را خوردند.

آمریکا پس از درک این مسئله که حضور در افغانستان کار آسانی نیست، دو مسیرِ جنگ نرم و سخت را روی دست گرفت
به هر حال آمریکا وارد افغانستان شد و سعی داشت بر کل افغانستان و تمامیِ هست و بود مردم تسلط داشته باشد و پس از سیطره‌ی کامل، به دنبال اهداف منطقه‌ای و جهانی خود حرکت کند، اما متوجه شد که خیر! حضور در افغانستان کار آسانی نیست و مردم افغانستان هم به راحتی تسلیم خواسته‌های آمریکایی‌ها نخواهند شد. اینجا بود که آمریکا در درون افغانستان، جنگ را علیه مردم ما ایجاد کرد و تداوم بخشید، آمریکایی‌ها در دو مسیر جنگ را در پیش گرفتند، یکی جنگ نرم و دیگری جنگ سخت.

جنگ نرم آمریکایی‌ها در افغانستان یک جنبه‌ی عمومی و یک جنبه‌ی خصوصی داشت.

جنگ نرم آمریکا در افغانستان در جنبه‌ی عمومی
آمریکا در جنبه‌ی عمومیِ جنگ نرم خود، تمام افکار و عقاید و حیثیت و آبرو و شخصیت مردم مسلمان افغانستان مورد هجمه قرار داد. این امر، یا از طریق ترویج ابتذال توسط رسانه‌های داخل افغانستان و خارج از کشور و در بستر ماهواره که وابسته به آمریکا بودند و سیاست‌های ضد اخلاقی آمریکا را در افغانستان ترویج می‌کردند محقق می‌شد و یا هم از طریق وارد کردن سیل‌آسای سی‌دی‌ها و نرم‌افزارهای مختلفی که در راستای جنگ نرم آمریکایی‌ها نقش ایفا می‌کردند.

جنگ نرم آمریکا در افغانستان در جنبه‌ی خصوصی
جنگ نرم آمریکا در عرصه‌ی خصوصی در افغانستان شامل تلاش آنان در برگزاری کلاس‌های مختلف از طریق مراکز فکری و فرهنگیِ مرتبط با آمریکایی‌ها بود. این کلاس‌ها در سطح آقایان، خانم‌ها، افراد میان‌سال، نوجوان و جوان برگزار می‌شدند. هدف کلی آمریکایی‌ها از جنگ نرم در عرصه‌ی خصوصی، تلاش برای تربیت کادری بود که معتقد به سیاست‌های آمریکا و مشی فکری آمریکا باشند. آمریکایی‌ها در عرصه‌ی جنگ ‌نرم تا حد زیادی ضربات سنگینی بر هست و ‌بود مردم ما وارد کردند، بخصوص خانواده‌ها را مورد حمله‌ی جنگ نرم قرار دادند و در سطح خانواده‌ها نیز به صورت خاص روی زنان برنامه‌های ویژه‌ای را انجام دادند و متاسفانه آسیب‌هایی خیلی جدی به خانواده‌های ما در افغانستان وارد کردند که قطعا و طبعا تا سال‌های سال نمی‌توانیم پیامد این آسیب‌ها را جبران و ‌رفع و ‌رجوع کنیم.

جنگ سخت آمریکا در افغانستان نیز شامل دو سیاستِ “نبرد رودررو” و “سازمان دادن حرکت‌های تروریستی” بود.

جنگِ رودررو اقدام اول آمریکا در عرصه‌ی جنگ سخت در افغانستان بود
عرصه‌ی دومِ جنگ آمریکا در افغانستان، جنگِ سخت بود. در جنگ ‌سخت هم آمریکایی‌ها دو سیاست را در پیش گرفتند. اقدام اول آنها در این عرصه، جنگ ‌رودررو بود. شما حتما از ‌طریق رسانه‌ها و مطبوعات می‌شنیدید که آمریکایی‌ها فلان روستا را بمباران کردند، آمریکایی‌ها فلان عروسی را زدند، آمریکایی‌ها فلان تشییع جنازه را با هواپیماهای بی‌سرنشین‌شان زدند و یا نیروهای زمینی آمریکایی در فلان منطقه حمله کردند، تحت عنوان اینکه اینجا مجموعه عناصر تروریستی القاعده یا طالب حضور دارند. آمریکایی‌ها به بهانه‌های مختلف در جبهات گوناگون در شرق و غرب و‌ جنوب و شمال افغانستان عملیات‌های رودررویی علیه مردم شکل دادند و جنگ جدی را طی ۲۰ سال سازمان دادند، چه با حضور مستقیم و چه با کمک نیروی‌های نظامی و‌ امنیتی دولت دست‌نشانده‌ی خودشان‌.

اقدام دومِ‌ جنگ‌ سخت آمریکا، سازمان دادن حرکت‌های تروریستی بود
آمریکایی‌ها در طول دو دهه حرکات تروریستی مختلف را در افغانستان سازمان‌دهی کردند و در رأس از آنان حمایت می‌کردند و عناصر مختلف امنیتی خودشان را در شهرها و روستاها قرار دادند و آن‌ها را موظف می‌کردند تا عملیات‌های تروریستی انجام دهند. این عملیات‌های تروریستی یا به وسیله‌ی حرکت‌های انتحاری صورت می‌گرفت و یا ماین‌گذاری‌ها و انفجارات و یا هم بلاخره به وسیله‌ی اسلحه و هر وسیله‌ی دیگری که فرد یا جریانی را مورد حمله قرار می‌داد. در مجموع اینجا بود که مراکز مختلف دینی و فرهنگی و آموزشی، مساجد، حسینه‌ها و شخصیت‌ها مثل علما و عناصر سرشناس و فعالین مدنی در جای‌جای افغانستان مورد هجمه قرار می‌گرفتند. این حجم از حملات و ترورها از عهده‌ی یک گروه معمولی خارج است. اقدامات تروریستی که در افغانستان طی این بیست سال انجام شد، یک حرکت معمولیِ تروریستی توسط یک گروه حتی گروهی مثل طالبان نبود، بلکه یک حرکتِ حکومتی بود که توسط شبکه‌های استخباراتی حکومتی سازمان داده می‌شد. به هر صورت جنگ آمریکا علیه مردم ما مشکلات مختلفی را به وجود آورد اما ملت افغانستان حقیقتا در برابر این جنگ ایستادگی کردند و در همه‌ی ابعاد و سطوح حضور داشتند.

عموم مردم افغانستان در برابر آمریکا مقاومت کردند و نه فقط عده‌ای خاص!
اکنون نباید عده‌ای خاص ادعا کنند که فقط ما علیه آمریکا جنگیدیم و او را شکست دادیم و فقط ما بودیم که آمریکا را از کشور بیرون کردیم. نخیر! عموم مردم افغانستان در برابر آمریکایی‌ها مقاومت کردند به جز تکنوکرات‌های مزدور و وابسته‌ی آمریکا که در کنار امریکایی‌ها علیه ملت ما جنگیدند و با آنان سهیم بودند. بنابراین آنطور که طالبان ادعا می‌کنند در جنگ امریکا تنها حضور داشتند و جنگیدند و بقیه نبودند، درست نیست، بلکه غیر از طالبان هم کسانی که در مسیر سیاست‌های طالبان نبودند و سایر جریان‌ها و حلقات در داخل شهرهای بزرگ و ولسوالی‌ها و شهرهای کوچک و روستاها در امر مبارزه علیه آمریکا حضور جدی داشتند.  
تازه اگر طالبان مدعی هستند که علیه آمریکا جنگ کردند، برای آنها آسان بوده است، چرا که هم اسلحه و امکانات نظامی داشتند و هم در کوه‌ها و بیابان‌ها سنگرهای آهنی داشتند. چنین جنگی علیه دشمن خیلی کار سختی نیست، اما کسانی که در عرصه‌ی فکر و فرهنگ و اندیشه و رسانه در داخل شهرها علیه امریکا جنگیدند، این جنگ به مراتب جنگ سختی است. آدم‌های دست خالی و بدون زره و محافظ در برابر ارتش تا دندان مسلح آمریکایی، حالا چه ارتشِ جنگ سخت و چه ارتشِ جنگ نرم. و این در حالی است که ارتش جنگ نرم امریکا به مراتب قوی‌تر از ارتش جنگ سخت آنان بود.

مرکز تبیان و خبرگزاری آوا یکی از تشکلاتی بود که همواره در مقابل اهداف آمریکا ایستاد و لحظه‌ای متوقف نشد
این مردم در چنین شرایط و چنین جنگِ نابرابری حضور جدی داشتند و کار کردند و زحمت کشیدند و علامت این جنگ و آثار و نشانه‌های این جنگ همین شهدای ۷ جدی است که شما امروز در سالگرد شهادت‌شان حضور دارید. نمی‌گویم تنها تشکّل، ولی یکی از تشکلاتی که در افغانستان با تمام توان علیه اهداف آمریکا و مسیر و نقشه‌ی آمریکا ایستاد و در تمام عرصه‌های فکری و رسانه‌ای و در تمام سطوح کشوری جنگِ به تمام معنا نمود، مرکز فعالیت‌های فرهنگی اجتماعی تبیان و خبرگزاری صدای افغان(آوا)  بود و این مبارزه‌ی نفس‌گیر نیز همواره در طول این دو دهه برقرار بود و لحظه‌ای متوقف نشد. شما حتما در جریان مواضع و سخنرانی‌ها و مطالب و مقالات و صحبت‌ها و تظاهراتی که تاکنون در داخل شهرها داشتیم بوده‌اید و اگر در جریان نیستید بروید در گوگل سرچ کنید؛ مرکز تبیان و خبرگزاری صدای افغان(آوا) و اسم بنده را جستجو کنید سخنرانی‌هایی که در یوتیوب و جاهای مختلف است برایتان نشان داده خواهد شد.

جنگ ما با آمریکا تمام نشده است؛ تا شیطان بزرگ باشد ما هم هستیم
تشکیلات ما در عرصه‌ی جنگ نرم علیه آمریکا و علیه کل غربی‌هایی که تحت فرمان آمریکایی‌ها بودند و نیز تمام عوامل و اذناب آمریکایی‌ها که در داخل افغانستان علیه دین و مذهب و مکتب می‌جنگیدند کوتاهی نکرده است. ما تا آخرین لحظه علیه این مسیر حرکت کردیم و حالا هم در همان مسیر هستیم. اینگونه نیست که اکنون با سقوط افغانستان و روی کار آمدن طالبان جنگ ما با آمریکا تمام شده باشد. نخیر! آمریکا شیطان بزرگ است و تا زمانی که این شیطان بزرگ باشد، جنگ ما هم است و قطعا این جنگ ادامه خواهد داشت. فعلا ما آمریکا را از کشور بیرون کردیم و باز در ادامه نیز قطعا پیروزی از آن ما خواهد بود، چنانچه ما در افغانستان پیروز شدیم، یعنی تمام کسانی که در جبهه‌ی ضد آمریکایی حضور داشتند و فعالیت کردند پیروز و موفق شدند و آمریکا علی‌الظاهر بساط خود را از افغانستان جمع کرده و رفته‌اند، اما این بدین معنا نیست که آمریکا دیگر با ما کار ندارد.

افغانستان به دلیل موقعیت سوق‌الجیشی خود قطعا درگیر تحولات و تطورات منطقه‌ای خواهد بود
 آمریکایی‌ها برای افغانستان و آینده‌ی آن برنامه دارند. آمریکایی‌ها در رابطه با کشورهای پیرامون افغانستان از جمله روسیه و چین و هند و جمهوری اسلامی ایران برنامه دارند و با توجه به موقعیت سوق‌الجیشی افغانستان، قطعا ما درگیر تحولات و تطورات منطقوی خواهیم بود. در صحنه بودن ما قطعا نشان‌گر حضور آمریکایی‌ها در افغانستان و پیرامون آن است. به هر حال هرچند علی‌الظاهر آمریکا از افغانستان شکست خورد و حتی بالاتر از شکست به گفته‌ی امام خامنه‌ای تحقیر شدند و قدرت پوشالی‌شان برای منطقه و جهان آشکار شد، اما در اطراف افغانستان قطعا مترصد فرصت‌های دیگری هستند.

چه باید کرد؟ ۱-وظیفه‌ی عمومی شامل همگان
 ۲-وظیفه‌ی حکومت و سازمان‌ها و نخبگان

۱-در عرصه‌ی وظیفه‌ی عمومی؛ همگان وظیفه دارند علیه توطئه‌های آمریکا روشنگری کنند
سوال مهم اینجاست که با توجه به شرایط فوق، ما باید چه کار کنیم؟ باید گفت جریان‌های مختلف، وظایف مختلفی دارند. اولین وظیفه، وظیفه‌ی عمومی است. یعنی عموم مردم و هر کسی که در توانش است بإیستد و به روشنگری بپردازد و نقشه‌ها و توطئه‌های امریکا را افشا نماید. ما باید حواس‌مان جمع باشد و از فریب خوردگی قبلی‌مان درس بگیریم و دیگر مثل گذشته فریب طرح‌ها و توطئه‌های آمریکا را نخوریم. بیست سال پیش با یک رویکرد و قیافه‌ی موجه آمدند وارد افغانستان شدند و مردم ما را فریب دادند، ولی مطمئنا این بار مسیر دیگری را انتخاب خواهند کرد تا مردم ما نفهمند و متوجه رفتار جدید آمریکایی‌ها نشوند.

منظور از عموم مردم، صرفا عوام نیست
بنابراین کسانی که ظریف می‌بینند و ظریف می‌اندیشند و تحولات پشت پرده را می‌توانند درک بکنند و نسبت به تحولات داخلی و منطقه‌ای و جهانی شناخت دارند، بایستی بیکار ننشینند و تلاش جدی روی دست بگیرند و برای بالا بردن آگاهی و هوشیارسازی و بیداری مردم کار جدی روی دست بگیرند. اینکه می‌گویم مردم، منظور من صرفا قاعده‌ و بستر و عوام نیست بلکه شامل همه از رهبران در ارگ تا اعضا و جریان‌ها و سازمان‌ها و حوزویان و دانشگاهیان می‌شود. همه نیاز به آگاه‌سازی دارند، همه نیاز به آوردن فرهنگ و فهم سیاسی و اجتماعی فرهنگی دارند.

برای ساختن افغانستانی بهبودیافته و تامین صلح و امنیت باید از گذشته درس گرفت
اگر در گذشته شخصیت‌ها و جریان‌های ما و طیف عموم مردم از این آگاهی برخوردار می‌شدند قطعا ما حالت فعلی را نمی‌داشتیم و قطعا ما در بحران کشنده‌ی فعلی قرار نمی‌گرفتیم و اوضاع فرق می‌کرد. پس در گذشته این ضعف وجود داشته و حالا هم اگر بخواهیم که اوضاع بهتر شود و ما فریب نخوریم و در راستای تامین صلح و ثبات امنیت کشور قرار بگیریم و افغانستان را افغانستانی بهبودیافته بسازیم، این آگاه‌سازی و این تبیین و این فعالیت فکری فرهنگی و رسانه‌ای در سطوح مختلف لازم است. بنابراین وظیفه‌ی نخبگان سنگین است، وظایف روحانیت خیلی سنگین است، وظایف دانشگاهی‌ها سنگین است، وظایف عموم فرهنگیان و همه‌ی عناصری که مطلبی می‌فهمند و کاری می‌توانند بکنند قطعا سنگین است. این وظیفه‌ی عمومی است که همه‌ی ما و شما در راستای عمل به آن وظیفه داریم.

۲-در عرصه‌ی وظیفه‌ی حکومت، وظایف مختلفی وجود دارد؛ اولین وظیفه: ایجاد حاکمیت مقتدر
وظیفه‌ی دوم، وظیفه‌ی حکومت است. مهم‌ترین کارش این است که بایستی یک ‌حاکمیت مقتدر بسازد. حاکمیت مقتدر هم از چند ‌طریق امکان‌پذیر است. یکی تکیه بر داشته‌های داخلی است. زمانی حاکمیت ما قوی می‌شود که به داشته‌های داخلی توجه بکند. این داشته‌های داخلی اعم از نیروهای انسانی و نیروهای مادی و نیروهای معنوی است. بایستی بلاخره حکومت به این داشته‌ها توجه نموده و زمینه‌ی استفاده از این داشته‌ها را فراهم بکند. استفاده از ظرفیتِ این داشته‌ها خیلی مهم است.

وظیفه‌ی دوم حکومت استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای و همسایگان است
دوم استفاده از ظرفیت منطقه‌ای است. استفاده از ظرفیت منطقه‌ای به صورتی باشد که طالبان رابطه‌ی خود را با همسایگان خود تنظیم‌ بکند. در گذشته افراط و تفریط‌هایی در مباحث منطقه وجود داشته است. گاهی علیه پاکستان تبلیغات و تخریبات بوده و گاهی علیه جمهوری اسلامی ایران و گاهی هم علیه یک همسایه‌ی دیگر. حالا هم بعضی جریان‌های سوءاستفاده‌گر وجود دارند که از تریبون‌های رسمی سوءاستفاده می‌کنند و یا علیه پاکستان و یا علیه جمهوری اسلامی ایران فرافکنی وجود دارد که این روند بر دل پاکستانی‌ها و یا ایرانی‌ها تاثیر منفی خواهد گذاشت. ما باید از ظرفیت کشورهای همسایه استفاده و بهره‌برداری نمائیم تا اینکه کشورهای همسایه هم کمک‌کار ما باشند.

استفاده از ظرفیت بین‌المللی سومین وظیفه‌ی حکومت است
وظیفه‌ی سوم استفاده از ظرفیت بین‌المللی است. بهره‌برداری از این ظرفیت نیز بدون فراهم ساختن زمینه‌ی شناسایی افغانستان امکان‌پذیر نیست. شما وقتی به داشته‌ی داخلی توجه کردید و یک حکومت وسیع البنیاد تاسیس کردید که تمام مردم، خود را در آن حکومت ببیبیند و احساس کنند که حکومت نماینده‌ی همه‌ است و مردم و جریان‌ها از حکومت حمایت نمایند، طبعا زمینه‌ی به رسمیت شناخته شدن منطقه‌ای و جهانی آن حکومت هم فراهم خواهد شد. این‌ها سه وظیفه‌ی کلی بود که حکومت می‌تواند روی دست بگیرد.

وظایف دیگر حکومت:
همچنین حکومت باید زمینه‌ی اشتغال را فراهم بکند، حکومت بایستی زمینه‌ی رشد اقتصادی افغانستان را آماده نماید و هر کاری در این راستا لازم است انجام بدهد تا کشور از نظر اقتصادی رشد پیدا بکند و بیکاری حذف شود؛ چرا که یکی از عواملی که باعث می‌شد مردم به گروه‌های تروریستی جذب شوند و در اختیار دشمن قرار بگیرند، بحث بیکاری و فقر مردم از ناحیه‌ی بیکاری و ضعف بنیادهای مالی بود. حکومت باید بازسازی و نوسازی را روی دست بگیرد. حکومت در همه‌ی ابعاد وظیفه دارد. دولت باید مطابق قانون اساسی و مطابق قوانینی که از قبل بوده و حالا باز ممکن است اصلاحاتی انجام بگیرد فعالیت بکند و کشور را از این وضع خارج نماید.

در بخش وظایف احزاب و سازمان‌ها، آنان وظیفه دارند متحد و همسو و هماهنگ باشند
اولین وظیفه‌ی احزاب و جریان‌ها یا سازمان‌ها و شخصیت‌های حقیقی و حقوقی این است که خود را هماهنگ نموده و متحد و هم‌سو شوند. ما در طول ۱۴سال جهاد تلخی‌های اختلافات و جنگ‌های داخلی را چشیدیم و دیدیم جز تباه کردنِ هست و بودِ مردم نتیجه‌ی دیگری نداشته است. در طول بیست سال گذشته هم اختلافات در سطوح مختلف مردمی و حزبی و جناحی و سازمانی وجود داشت و متاسفانه این اختلافات و خودسری‌ها و خودکامگی‌ها و خودخواهی‌ها ضربات مهلکی بر پیکره‌ی جمهوری ما وارد کردند.  
 
جریان‌ها و شخصیت‌ها از تخریب یکدیگر دست بکشند و در یک مسیر کلی واحد قرار بگیرند
متاسفانه چنین روندی اکنون نیز دیده می‌شود. من در جریان ملاقاتها و دیدارهایی که در کابل داشتم، شخصی از یک جریان می‌آمد و علیه یک جریان دیگر صحبت می‌کرد. اکنون جریان‌های جدیدی شکل گرفته‌اند که ممکن است حتی بر یک کوچه یا محدوده‌ی کوچک حضور و نفوذ نداشته باشند، اما خود را به عنوان نماینده‌های عام و تام شیعه بازتاب داده و معرفی می‌کنند و وقتی هم با طالبان صحبت می‌کنند می‌گویند ما نماینده‌ی شیعه هستیم و کس دیگری نیست. این روش، روش بدی است. طالبان می‌فهمند که نه سر پیازی و نه ته پیاز! چرا چنین کاری می‌کنید؟ موقعیت و جایگاه هر جریان محفوظ، ما نمی‌گوییم که جریان‌ها هیچ‌ به درد نمی‌خورند. نه! حتی اگر جریان فکری یک نفر یا دو نفر پیرو داشته باشد، باز هم از جایگاه خاصی برخوردار است. به هر حال باید حرکت‌ها و جریان‌ها و شخصیت‌های حقیقی و حقوقی را به رسمیت شناخت و به هر یک از این‌ها احترام قائل شد؛ اما این‌ها هم بلاخره باید به همدیگر نگاه مثبت و درست داشته باشند و همدیگر را به رسمیت بشناسند و یک مسیر کلی واحد را به پیش بگیرند.

وقتی آثار و نتایج تلخ اختلافات را قبلا چشیده‌ایم، چرا مجددا گرفتار آن شویم؟
در این راستا اولویت این است که باید جریان‌های ما متحد شوند. باز اگر اتحادی وجود ندارد حداقل همدیگر را تخریب نکنیم و علیه همدیگر حرف نزنیم. زیر پای یکدیگر را خالی نکنیم. این چه وضعی است که بالاخره یکی علیه یکی دیگر. ما در طول بیست سال ضربات مهلکی از این ناحیه خوردیم، حالا هم که همه چیز ملت بر باد رفته و تمام ساختارها فروپاشیده است باز مشاهده می‌کنید شخصیت‌هایی که در گذشته بانی اختلاف بودند و از اختلافات‌شان نیز نتیجه‌ای جز سیاه‌روزی و بدبختی نگرفتند، کشور را رها کردند و رفتند و مردم را به امان شیطان گذاشتند! خب وقتی شما با چشم‌تان می‌بینید و با گوشت و پوست‌تان درک می‌کنید که این اختلافات چه پیامدی دارد چرا گرفتار این اختلافات می‌شوید؟ چرا باز به سر و کله‌ی همدیگر می‌زنید و خود را همه‌کاره می‌پندارید و بقیه را به حسا نمی‌آورید؟ خب این روند، روند نادرستی است.

هر شخص و جناحی، از بخشی از خواسته‌های خود دست بکشد؛ مشترکات محورِ هماهنگی اشخاص و جریان‌ها قرار گیرد
اگر می‌خواهیم که بعد از خروج و تحقیر آمریکا بتوانیم افغانستان را مقتدر بسازیم و صاحبِ هست و بود خود شویم و همه از نعمات موجود در کشور بهره‌مند شویم و همه‌ی ما مفتخر و سربلند شویم، باید در کنار همدیگر باشیم، باید همدیگر را با هر فکر و اندیشه‌ای که داریم به رسمیت بشناسیم. ما که نمی‌توانیم همه‌ی کشور را مثل خود درست نموده و مثل چوب چهارتراش همه‌ی آدم‌ها را یک‌گونه بسازیم. آقا امکان ندارد. ما باید از بخشی از خواسته‌های گروهی و شخصی خود دست برداریم، شما هم از بخشی از خواسته‌های شخصی و گروهی خود دست بردارید. آن مشترکات را بیاوریم وسط و در کنار هم قرار بدهیم و برای افغانستان و به دست آوردن مطالبات مردم و حتی احزاب مختلف کار انجام بدهیم.

حتی اگر جریانی نگاه اسلامی ندارد باز باید در صحنه حضور داشته باشد؛ رقیب هرچه قوی‌تر باشد ما هم قوی می‌شویم
به عنوان مثال، اگر من علاقه دارم که مطالبات حزب من تامین شود و تشکیلاتم قوی و قدرتمند شود باید کوشش نمایم که مطالبات فلان حزب و فلان شخص دیگر هم تامین شود؛ چون اگر قرار باشد که فقط من و دیگران هیچ، در آینده من هم هیچ خواهم شد. بزرگیِ من در وجود بزرگی سایر شخصیت‌هاست. بزرگی تشکیلات من در بزرگی سایر احزاب و سازمان‌های اسلامی است. حتی سازمان‌های ملی و احزابی که ممکن است دیدگاه اسلامی نداشته باشند، آنها هم باید حضور داشته باشند و قدرت بگیرند و هیبت داشته باشند. چون اگر صرفا از نگاه قدرت هم نگاه کنیم، رقبای ما هر قدر قوی باشند ما هم قوی‌تر می‌شویم. اگر ما رقیب قوی نداشته باشیم قوی نمی‌شویم چون زحمت نمی‌کشیم و میدان مسابقه را جدی احساس نمی‌کنیم.

بزرگیِ ما در بزرگیِ دیگری است
این فرهنگ و اندیشه بایستی در سطح احزاب و سازمان‌ها و جریان‌ها و حتی در سطح فرد فردِ جامعه تزریق شود که برادرِ من! بزرگی شما در وجود بزرگی همکار شما در مسیر و شعبه و یا اتاق دیگری است. با هم رقابت منفی نکنید و کوشش بکنید همدیگر را تقویت کنید و دست همدیگر را بگیرید. اگر دیدید کار همکار شما عقب افتاده است، کار خود را رها کن و به همکارت کمک کن و کوشش کن کار او هم پیش برود. خدای متعال ما را با این رویکرد و با این رفتار و با این شیوه مورد حمایت قرار می‌دهد و کمک می‌کند. اما اگر به تخریب و تضعیف و به بردن آبروی رفیق و بردن آبروی حزبِ خارج از تشکیلات ما و شخصیت‌های مختلف روی بیاوریم، قطعا ضرر می‌کنیم؛ چرا که هم خدای متعال به ما نظر منفی پیدا نموده و مورد غضب الهی قرار می‌گیریم و هم در سطح جامعه و اجتماع از نظر عرف سیاسی و عقل سیاسی و اجتماعی ضربه می‌خوریم و آسیب خواهیم دید. بنابراین جریان‌ها و احزاب و سازمان‌ها باید از رویکرد گذشته‌ی خودشان فاصله بگیرند. به اعتقاد من بایستی یک مسیر واحدی را بپیماییم و در کنار هم قرار بگیریم. اگر وحدتی هم امکان ندارد ائتلاف کنیم و یک چتر بزرگی را ایجاد بکنیم که سخنگو و دنبال‌کننده‌ی مطالبات همه‌ی مردم باشد. هر حزب و جریان و سازمانی ساختار و برنامه‌ی خودش را داشته باشد ولی در راستای رشد و تقویت بقیه و اجتماع کار نموده و زحمت بکشد.

شورای علما به عنوان یک چتر بزرگ در راستای پیگیری مطالبات مردم باید حمایت شود
امروز متاسفانه بخصوص در سطح شیعیان مشکلات و اختلافات عدیده‌ای وجود دارد و من معتقد هستم که حداقلش فعلا شورای علما باید حمایت شود. شورای علما باید به عنوان یک چتر بزرگ در سطح جامعه در راستای پیگیری مطالبات مردم کار کند و ما هم باید از آن حمایت کنیم. جریان‌ها و افراد سازمان‌ها سر خود به دنبال مطالبات نگردند. در کابل که بودم شخصیت‌های طالب در دفتر آمدند و صحبت و گپ داشتیم. آن اوایل آنان گاهی در مورد مطالبات شیعه صبحت می‌کردند. وقتی بحث مطالبات پیش می‌آمد می‌گفتم ما در این رابطه وظیفه‌ای نداریم، این وظیفه به عهده‌ی بزرگان و ریش‌سفیدان و شورای علمای ما است و آنها پیگیری می‌کنند و در پی تبیین مطالبات هستند. اگر چنین رویه‌ای پیش گرفته شد جامعه‌ی ما قوی می‌شود و قدرت رهبری‌کنندگی به احزاب و سازمان‌ها و شخصیت‌های ما برمی‌گردد. احزاب باید قدرت رهبری داشته باشند، اگر احزاب و سازمان‌ها و جریان‌ها قدرت رهبریِ جامعه‌‌ را نداشته باشند، خوب معنای کار حزبی و سازمانی یعنی چه؟ معنای ایجاد ساختار غیر از این نمی‌تواند باشد که ما مدعی هستیم که ما خوبیم و می‌خواهیم مردم را در این مسیرِ خوب قرار داده و جهت بدهیم و رهبری کنیم و سپس جریان‌ها در سایر ابعاد بایستی وارد عمل شوند تا ما بتوانیم ان‌شاءالله به زودی افغانستانی آباد و آزاد و مستقل داشته باشیم.

مردم ما در طول بیست سال گذشته واقعاً مسیر را اشتباه رفتند
گاهی وقتی با مردم صحبت می‌کنیم می‌گوییم تاکنون مسیر شما، مسیر اشتباهی بوده است، می‌گویند رهبران این مسیر غلط را رفتند، ما هم رفتیم! نه چنین چیزی نیست! خداوند متعال وقتی که در روز قیامت با شما حساب و کتاب می‌کند، آنجا دیگر گفته نمی‌توانیم که نفهمیدم و فلانی ما را فریب داد. پاسخ می‌آید که چرا به دنبال فهم و آگاهی نرفتید؟‌ چرا میسر درست را تشخیص ندادید؟ مردم ما در طول بیست سال گذشته واقعاً مسیر اشتباه را رفتند. با وصف اینکه می‌دانستید که فلان آقا اگر در انتخابات ریاست جمهوری رأی بیاورد چیزی به جز فلاکت و دربدری نصیب مردم ما نمی‌شود باز هم همین مردم رفتند و از همین آدم حمایت کردند.

چه کسانی غیر از خود مردم باعث پیروزی اشرف غنی شدند؟
مثلاً اشرف غنی که ما می‌فهمیدیم و در سخنرانی‌ها و در مطالب و خبرگزاری و فعالیت‌های رسانه‌ای خود علیه او روشنگری کردیم؛ اما جریان‌های مختلف رفتند به دنبال این آدم در حالی که اشرف غنی ریشه و جایگاهی نداشت و اصلا کسی نبود در افغانستان. این آدم از غرب بلند شده بود و یک فرد که حتی برادرش با او مخالف بود و حتما سخنرانی‌های حشمت‌غنی احمدزی را علیه اشرف غنی شنیده‌اید که چه مطالبی را عنوان کرده است. اما همین اشرف غنی توسط شخصیت‌های مطرح شیعه و سنی حمایت شد و رای آورد. بعد از فضای چهار ساله‌ی اول هم از امکاناتی که در اختیارش بود به نفع خود استفاده کرد و کادر درست نمود و ساختار ایجاد کرد و در دوره‌ی دوم با زیرکی جلو آمد و مدیریت کشور را بدست گرفت و این مصیبت را برای مردم ما به ارمغان آورد. چه کسانی غیر از خود مردم باعث پیروزی اشرف غنی شدند؟

مردم ما در انتخابات‌ها به دنبال یک لقمه پلو و یا تعمیر مسجد و حسینیه بودند!
مردم ما خوب می‌فهمیدند که فلان آقایی که خود را برای پارلمان کاندید کرده یک آدم دزد، قمارباز، سر‌گردنه‌گیر و عضو مافیا و به شدت بدنام است، اما باز می‌دیدیم این آقا با هزاران رأی موفق به ورود به پارلمان شد و چه پارلمان رسوایی داشتیم. حالا دوره‌های قبل به هر حال، همین دوره‌ی اخیر پارلمان یک پارلمانِ واقعا رسوا بود. آیا مردم می‌توانند خودشان را تبرئه کنند و بگویند ما نقش نداشتیم؟ مردم ما در انتخابات‌ها به دنبال یک لقمه پلو بودند! مردم ما در انتخابات‌ها به دنبال این بودند که از فلان وکیل برای مسجد و حسینیه‌ و ساخت سرک‌شان چگونه پول بگیرند. این خیلی فکر غلط و نادرستی است که مردم چنین مسیری را طی نمایند. شما امکانات ساخت مسجد و محل عبادت را از یک آدمی می‌خواهید که نمی‌دانید منشأ پولش از کجاست، شاید هم بدانید که منشأ پول این آدم از حرام است، آیا شما از پول حرام می‌گیرید و مسجد خود را می‌سازید و بعداً در این مسجد نماز می‌خوانید؟ آن نماز و عبادت شما به کجا می‌رسد؟ چنین وضعیتی باعث شد که متاسفانه کشور به این حال و روز برسد.

مردم به خود بیایند و ببینند جریان‌های دلسوز چه می‌گویند
بنابراین است که مردم ما بایستی به خود بیایند و مسیر درست را طی کنند. ببینند افراد دلسوز و جریان‌های دلسوز چه می‌گویند و چه سیاستی را مطرح می‌کنند و چه مسیری را در فراروی مردم قرار می‌دهند. مردم به دنبال یک لقمه نان یا پول مقطعی نباشند. یک فردی به اصطلاح پول دزدی را می‌آورد مصرف می‌کند و رای می‌آورد و می‌رود. متاسفانه حالا یک چنین شرایطی در کشور برقرار است و تا هنوز که هنوز است مردم ما از گذشته پند نگرفته‌اند. تا هنوز که هنوز است می‌بینیم که آقایان عمامه سیاه و عمامه سفید دور یک عده آدم‌های بدرد نخور را گرفته و او را رهبر شیعیان و فلان و بهمانِ شیعیان مطرح می‌کنند. اینها به دنبال بدبخت کردن مردم حرکت می‌کنند. اگر مردم متوجه نشوند و به خود نیایند فعلا بدترین شرایط در سطح مردم ما و شما وجود دارد و حکم‌فرماست.

هر حرکت بدبختانه‌ای که متوجه کلیتِ مردم شود، از دست خود مردم است
ما نباید این همه از آمریکایی‌ها ناراحت باشیم و ناله کنیم. وقتی که بستر آماده باشد و وقتی که خرابی از خود ما باشد و وقتی که زمینه را خود ما برای سوءاستفاده‌ی دشمن فراهم کنیم، دشمن طبیعتا کار خود را انجام می‌دهد. شما گوشت را به اصطلاح پیش پیشک(گربه) بگذار و بگو حواست باشد نخوری! بعد یک چوب هم در دست شما باشد. شما از هر طرفی که بزنی او از یک راه دیگر بدنبال گوشت می‌آید و گوشت را بلاخره صید می‌کند. پیش یک آدم تشنه یک جام آب را بگذار و بعد بگو نخور! خوب بابا آمریکایی‌ها بدنبال منافع ملی‌شان و بخاطر تأمین منافع‌شان هزاران کیلومتر را طی می‌کنند و می‌آیند به افغانستان و حاضر هستند سختی‌ها و بدبختی‌ها را تحمل کنند و هزاران سرباز خود را به کشتن بدهند تا به دنبال مطامع‌شان توفیق پیدا کنند و آن را بدست بیاورند.

اگر شخصیت‌های ما در دو دهه گذشته محافظه‌کاری نمی‌کردند، کشور دچار این همه مصایب نمی‌شد
ما که اهل و مال این کشور هستیم، چرا برای حفظ و نگه‌داشت موقعیت و امکانات و مادیات و معنویات خودمان تلاش نمی‌کنیم و زحمت نمی‌کشیم؟ چقدر شخصیت‌های ما در طول بیست سال محافظه‌کاری کردند؟ اگر این عناصرِ محافظه‌کار محافظه‌کاری نمی‌کردند و حرف می‌زدند و تاثیرگذار عمل می‌کردند و مردم را درست جهت می‌دادند و رهبری می‌کردند، قطعا امروز وضعیت بهتری می داشتیم. شما به چه دلیل محافظه‌کاری کردید؟ از چه چیزی می‌ترسیدید؟ متاسفانه ترسِ جان و مال و امکانات بود. شما این همه محافظه‌کاری کردید که علیه آمریکا و انگلیس و دشمنان ملت افغانستان چیزی نگویید، چرا که موقعیت خودتان حفظ بشود، بخاطر اینکه جان خودتان محفوظ بماند و به خاطر اینکه اولاد و امکانات‌تان محفوظ بماند، خوب حالا چه شد؟ شمایی که این همه مدت محافظه‌کاری کردید و برای نگه داشتن این‌ها آن هم از شر آمریکا و انگلیس و سایر قدرت‌ها، خوب این آمریکایی‌ها با شما چیکار کردند؟ در چنین وضعیت بدی که فعلا بر مردم افغانستان تحمیل شده و موقعیت بدی که در فراروی شما محافظه‌کاران قرار گرفته، آیا آمریکا دست خود را دراز می‌کند که بیا جانم تو بخاطر ما این همه محافظه‌کاری کردی و حرف نزدی و نگفتی که بالای چشم ما ابرو است و در بسیاری از صحنه‌ها و سیاست‌ها از ما حمایت کردی ما حالا کمک‌ات می‌کنیم؟

ما خدا را فراموش کردیم و به او پشت کردیم
ما به آمریکا و غرب امید بستیم و آخرِ امید بستن به آمریکا و غرب و پشت کردن به خدا نتیجه‌اش این است که امروز مردم و جامعه‌ی ما ذلیل است. امروز شخصیت‌های ما به ذلت افتاده‌اند. شما ببینید چقدر از شخصیت‌های ما در همین ایران پاسپورت‌هایشان تمام شده و ویزاها تمام شده و کلی مشکلات اقامتی دارند و کسی هم نیست که به فریادشان برسد. این‌ها ذلت است. باز کسانی که در ایران هستند یک قدم خوب‌تر و بهتر است چرا که کشور اسلامی است، ولی کسانی که در آمریکا هستند و هزاران نفر در یک محیط، زن و مرد و بچه و حتی کسانی که در قطر رفتند هنوز هم در انگرها بلاتکلیف حضور دارند. کسانی که رفتند آمریکا کسانی که به کشورهای دیگر غربی رفتند، همه‌ی اینها با ذلت و بدبختی مواجهه هستند.

تنها کسانی زندگی پرافتخار دارند که حرکت‌شان خدایی باشد. شهدای مرکز تبیان نمونه‌ی بارز این مسئله‌اند.
 امروز تنها کسانی زندگیِ پر افتخار دارند که کار و حرکت‌شان برای خدا بوده و برای جیب و آبرو و حیثیت شخصی خودشان کاری نکرده‌اند و از دشمن نهراسیدند. کسانی که در کنار خدا بودند و در راه خدا بودند و در راه ائمه معصومین علیهم‌السلام بودند سرافرار و رنگ سرخ زندگی خواهند داست و شهدای ۷ جدی ۱۳۹۶ کابل از جمله یک چنین مردان و زنانی هستند که در صحنه حضور داشتند و می‌فهمیدند که مسیری را که می‌پیمایند، در نهایت عوامل و اذناب مزدور آمریکا اینها را آسیب خواهند رساند و مورد هجمه قرار خواهند داد؛ چنانچه یک هفته قبل از حملات انتحاری همکاران ما در دفتر جلسه داشتند و شهید سید عندلیب ضیایی در آخر جلسه به همه گفت؛ بچه‌ها یک لحظه‌ی دیگر صبر کنید یک حرف دیگر دارم. خوب بفرمایید. آقایان مسیری که ما و شما می‌رویم مسیر پر خطری است و هر روز هم در کشور عملیات انتحاری و فلان و بهمان می‌شود، ممکن است من و شما در نوبت بعدی باشیم. بیایید همدیگر را حلال کنیم. اینها بلند می‌شوند گردن همدیگر را می‌گیرند و همدیگر را می‌بخشند و حلال می‌کنند.  
خوب اگر اینها اهل ترس می‌بودند و احساس می‌کردند در آینده‌ی نزدیک مورد هجمه قرار می‌گرفتند می‌گفتند خوب ما برویم که این تشکیلات تبیان چه بدرد ما می‌خورد، هر کدامشان می‌رفتند به دنبال کار و زندگی‌شان. در حالی که هر کدام‌شان شخصیت‌های بزرگی بودند و می‌توانستند در دسته‌ی اشرف غنی یا دسته‌های دیگر حضور پیدا کنند و حیات‌شان هم مثلا شاید تأمین می‌شد، اما بلاخره در نهایت، مثل شخصیت‌هایی حالا که با مشکلات متعددی مواجه شدند زندگی‌شان با مشکلات مواجه می‌شد؛ در حالی که اکنون در پیش خدای متعال سرافراز و رنگ سرخ حضور دارند و بلاخره زندگی‌شان را می‌کنند و ما واقعا به روند حرکت اینها و سرنوشت اینها غبطه می‌خوریم. من شخصا به حال آنان غبطه می‌خورم. چرا که آن روز بنده تاخیر داشته و نتوانستم در آن جلسه حضور پیدا کنم تا در کنار این عزیزان به درجه‌ی رفیع شهادت می‌رسیدم.

اگر همه‌ی ما به وظایف خود عمل کنیم، شاهد افغانستانی آباد و ایمن و باثبات خواهیم بود
ما بعد از شکست آمریکایی‌ها در افغانستان وظایفی داریم که بایستی در مسیر به انجام رساندن این وظایف حرکت کنیم تا ان‌شاء‌الله افغانستان، افغانستانی مقتدر، آباد، آزاد و مستقل شود و از نگاه اقتصادی رشد پیدا کند. کشورمان دارای امکانات فوق‌العاده سرشراری است و ما می‌توانیم. اگر واقعا مردم و احزاب ما بخواهند و اگر طالبان بخواهند که مستقل زندگی کنند، امکانش هست ولی اگر نخواهند و طالبان تلاش کنند که فقط خودشان باشند و سایر پیروان مذاهب، سایر اقوام و سایر زبان‌‌‌ها نباشند، قطعا ما در آینده با چالش جدی مواجه خواهیم شد. اگر جریان‌ها و احزاب کار نکنند و هماهنگ و مقتدر نشوند و مردم را جهت ندهند و تعاملی با طالبان ایجاد نکنند و حکومت مورد حمایت قرار نگیرد و وحدت ملی در سطح جامعه به وجود نیاید و ما با قدرت در مسیر ساخت و ساز افغانستان حرکت نکنیم، قطعا در آینده‌ی نه چندان دور و شاید خیلی نزدیک، با چالش‌ها و مشکلات خیلی بدتر از حالا مواجه خواهیم شد.

امید است که ما راه این شهدای عزیز را ادامه بدهیم و در مسیر خدا قرار بگیریم و گذشته‌ی خود را مورد تجدید نظر قرار بدهیم و آینده‌ی درست را بسازیم و مسیر درست را برای رفتن به سوی آینده و افق روشن انتخاب کنیم تا خدای متعال از حرکتِ همه‌ی ما راضی و خشنود باشد. برای شادی ارواح طیبه‌ی شهدای اسلام، حضرت امام خمینی (ره) و سردار بزرگ شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس و سایر شهدای افغانستان بخصوص شهدای ۷ جدی و شادی ارواح طیبه‌ی درگذشتگان این جمع رحم الله من یقراء الفاتحه مع الاخلاص و الصلوات!